‏نمایش پست‌ها با برچسب راه سبز امید. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب راه سبز امید. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰ خرداد ۱۷, سه‌شنبه

اردشیر امیر ارجمند: متفرعنین توبه و از مردم طلب بخشش کنند

رهبران جنبش نشان داده اند که کینه توز و متعصب نیستند، اما حق پذیرند و قاطع بر مواضع برحق خود ایستاده اند. آن ها هرگز بر سر منافع مردم و منافع ملی معامله نکرده و نخواهند کرد.
خبرنگاران سبز/ سیاست:
 دکتر اردشير امير ارجمند،  سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز اميد در گفتگویی با «کلمه» با بيان اينکه صحت مواضع رهبران جنبش سبز امروز حتی برای دشمنان شان ثابت شده است می گويد رهبران جنبش نشان داده اند که کينه توز و متعصب نيستند، اما حق پذيرند و قاطع بر مواضع برحق خود ايستاده اند. آن ها هرگز بر سر منافع مردم و منافع ملی معامله نکرده و نخواهند کرد.

وی همچنين گفت: رهبران جنبش بارها اعلام کرده اند که خواستار همبستگی ملی هستند و با کسی دشمنی ندارند حتی با آنهايی که به آنها ظلم کرده اند، اما تاکيد کرده اند که اعتماد مردم سرمايه آنهاست نه مناصب و قدرت. تاکيد کرده اند که همبستگی ملی ، آشتی ملی از طريق بده و بستانهای قدرت طلبانه در پشت درهای بسته و در دالانهای تاريک اتفاق نمی افتد. يک فرايند معينی دارد. زندانيان را آزاد کنيد، به جنايتهای صورت گرفته رسيدگی کنند ،فضای امنيتی و سرکوب موجود را تغيير دهيد به احزاب و مطبوعات اجازه فعاليت آزادانه بدهيد. بدين ترتيب به تدريج فضا آماده می شود تا امکان گفتگوی شفاف و سازنده وجود داشته باشد.

سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز اميد با اشاره به تعداد فراوان زندانيان سياسی و برخورد غيرانسانی با مبارز مومنی چون مرحوم سحابی و دخترش، می گويد: ما با حکومتی سر و کار داريم که بديهی ترين حقوق انسانی را رعايت نمی کند. با آن سابقه تقلب و سرکوب و قانون شکنی چگونه می توان برای برگزاری انتخابات آزاد و سالم به آنها اعتماد کرد؟ اول بايد اعتماد مردم را با آزاد کردن زندانيان، احزاب و مطبوعات و قطعا با حذف نظارت استصوابی جلب کنند.

به گفته ی اميرارجمند اختلافات داخلی محافظه کاران با يکديگر بر سر انحصار قدرت و ثروت است در صورتيکه اختلاف مردم با آنها بر سر چگونه حکومت کردن، حقوق شهروندی و امنيت فردی و اجتماعی است.

مشاور ارشد ميرحسين موسوی در همين راستا وظيفه ی جنبش سبز و شورای هماهنگی راه سبز اميد را آگاهی بخشی دانسته و تصريح کرد: موضع ما منتهی به نفع يکی و عليه ديگری نخواهد بود. متفرعنين بايد توبه کرده، از مردم عذر خواهی و طلب بخشش کنند .

متن کامل گفت و گوی کلمه با اردشير امير ارجمند پيش روی شماست:
---------

آقای امير ارجمند! اگر رهبران جنبش سبز اکنون در زندان نبودند پيش بينی تان درباره آخرين مواضع آنها چه بود؟ آيا فکر می کنيد تغييری در ديدگاه شان ايجاد شده بود؟

قطعا هيچ تغييری در مواضع رهبران جنبش سبز ايجاد نشده است. صحت مواضع آنها حتی برای دشمنان شان ثابت شده است. رهبران جنبش نشان داده اند که کينه توز نيستند متعصب و خودسر نيستند، حق پذيرند و منطقی عمل می کنند و قاطع بر مواضع برحق خود ايستاده اند. هرگز بر سر منافع مردم و منافع ملی معامله نکرده اند و نخواهند کرد. البته سخن از آشتی ملی و انتخابات آزاد تا هنگامی که روندها و روش ها عوض نشده رهبران جنبش در زندان هستند و اجازه فعاليت آزادانه ندارند بی معنی است.

رهبران جنبش بارها اعلام کرده اند که خواستار همبستگی ملی هستند و با کسی دشمنی ندارند حتی با آنهايی که به آنها ظلم کرده اند، اما تاکيد کرده اند که اعتماد مردم سرمايه آنهاست نه مناصب و قدرت. تاکيد کرده اند که همبستگی ملی، آشتی ملی از طريق بده و بستانهای قدرت طلبانه در پشت درهای بسته و در دالانهای تاريک اتفاق نمی افتد. يک فرايند معينی دارد. زندانيان را آزاد کنيد، به جنايتهای صورت گرفته رسيدگی کنيد، فضای امنيتی و سرکوب موجود را تغيير دهيد به احزاب و مطبوعات اجازه فعاليت آزادانه بدهيد. بدين ترتيب به تدريج فضا آماده می شود تا امکان گفتگوی شفاف و سازنده وجود داشته باشد .

اکنون اختلافات داخلی درون حاکميت بيش از هر زمان ديگری مشهود شده است در اين باره شما چه نظری داريد؟ اين موضوع چه رابطه ای با جنبش سبز می تواند داشته باشد؟

عده ای قدرت طلب و بی بصيرت بر سر غصب حق تعيين سرنوشت مردم با يکديگر متحد شدند و در انتخابات تقلب سازمان يافته کردند، از دين و اعتقادات مردم سو استفاده کردند، دروغ گفتند با جن گيران و رمالان و راويان خرافه هم پيمان شدند، به نام عدالت و مبارزه با فساد، اموال عمومی را به يغما بردند، معترضان مسالمت جو از پير و جوانان، زن و مرد، دانشجو کارگر و معلم را سرکوب و شکنجه کردند و اکنون بر سر غنائم و توزيع منافع و قدرت با يکديگر اختلاف پيدا کرده اند. اختلاف آنها با يکديگر بر سر انحصار قدرت و ثروت است در صورتی که اختلاف مردم با آنها بر سر چگونه حکومت کردن است بر سر حقوق شهروندی و امنيت فردی و اجتماعی است. چهره ی هر دو طرف برای مردم افشا شده است و ان شالله بيشتر هم افشا خواهد شد.

وظيفه ما آگاهی بخشی است نه موضع منتهی به نفع يکی و عليه ديگری. متفرعنين بايد توبه کنند، از مردم عذر خواهی و طلب بخشش کنند.

اکنون بيش از هر زمان ديگری منتقدان سرکوب و زندانی می شوند و به قول عده ای حتی مردگان هم در مراسم تشييع جنازه شان امنيت و حرمت ندارند شما اين شرايط را چگونه تحليل می کنيد و علت را در چه می بينيد؟

در کشوری که امنيت ملی را بنا به اميال و منافع صاحبان قدرت تعريف می کنند، هيچ منتقد و معترضی امنيت ندارد و واژه امنيت و منافع ملی تبديل به ابزاری برای سرکوب مخالفان می شود. امنيت و عدالت ظالمانه از افرادی که جز به بيان حقايق اکتفا کرده اند دريغ شده است به آنها توهين شده، آنها را زندانی کردند، جوانان را در خيابانها کشتند و يا زندانی کردند.

در مقابل اين همه جنايت چه کرديد؟ اجازه نمی دهيد تشييع جنازه يک فرد مومن و ملی برگزار شود. دختر او را در حين مراسم پدر مورد حمله قرار می دهيد و شهيد می شود، چگونه و با چه معياری از امنيت برای منتقدان صحبت می کنيد؟ چه کسی اين حرفها را باور می کند؟ اين امنيتی که از آن صحبت می کنيد، امنيت برای آحاد مردم و مخالفان نيست، برای دوستان نزديک و دور است. امنيت برای فجايع و سلب حقوق قانونی مردم است.

مخالفان جنبش سبز دايما بر اين نکته پای فشاری می کنند که جنبش سبز پايان يافته است و دليل آن را هم نبودن مردم در خيابان ها عنوان می کنند در اين باره چه عقيده ای داريد؟ آيا الزما نبودن مردم در خيابانها پايان جنبش سبز است؟

-اگر مطالبات بر حق مردم غائله است و ختم شده است چرا اجازه نمی دهند يک بار برای هميشه اين امر به همه ثابت شود. اجازه يک راهپيمايی مسالمت آميز بدهند با اين همه ادعای شجاعت چرا اين قدر می ترسند .مميزی و مصداق شجاعت مواجهه با واقعيت است.

اما مخالفان جنبش سبز همواره در رسانه هايشان واقعيت را به گونه ديگری جلوه می دهند و سعی می کنند افکار عمومی را با خود همراه کنند می خواهم بدانم آنها از اين اعمال چه قصدی دارند؟

آنها به جای اتخاذ مواضع فراجناحی، سخنگوی يک جناح می شوند، در غياب رقيب، بی پروا با انحصار همه مجاری اطلاع رسانی و صدا و سيمايی که ملک شخصی آنها تلقی می شود رقيب را به بی تقوايی متهم می کنند. هر چه را که بوی خواست و اراده مردم را دارد از جمله دوم خرداد و ۲۲ خرداد را حاصل برنامه های ده ساله دشمن تلقی می کنند و اسم اين عمل خود را هم تقوا می گذراند. اقتدارگرايان همان گونه که کارکرد نهادها را تغيير داده اند معنای واژه هايی مثل کرامت انسان، آزادی، عدالت ، اخلاق و تقوا را هم تغيير داده اند.

از هم اکنون و با توجه به انتخابات پيش روی مجلس در ميان مردم بحث انتخابات و حق تعيين سرنوشت افراد و شرکت کردن و يا نکردن در اين انتخابات مطرح است در اين باره شما چه نظری داريد؟

خواست جنبش سبز تحقق حق تعيين سرنوشت مردم است. يکی از بنيادهای بسيار مهم جنبش که رهبران به آن تاکيد خاص دارند تنوع و تکثر جنبش است. بدون ترديد آنچه در جنبش مورد توافق همگانی است حق تعيين سرنوشت و رعايت حقوق بنيادين است.

راهکار تحقق حق تعيين سرنوشت بشر انتخابات است. البته انتخابات آزاد، منصفانه و سالم. به همين جهت تاکيد بر انتخابات برای همه اهميت ويژه ای دارد، شايد بتوان گفت انتخابات برای ما هم استراتژی است هم تاکتيک. انتخابات آزاد و سالم به عنوان مناسب ترين، مسالمت آميز ترين و کم هزينه ترين روش برای پايان دادن به معضل استبداد و گذار بدون خشونت به دمکراسی و تحقق مشارکت مردم در امور کشور برای جنبش سبز استراتژی است و در شرايط فقدان چنين زمينه ای برای افشای ماهيت برگزار کنندگان يک انتخابات دروغين و مشروعيت زدايی هر چه بيشتر از حاکمان مستبدی که می کوشند بنابر مصلحت روز چهره خود را با انتخابات نمايشی بزک کنديک تاکتيک است.

لذا به نظر می رسد نه مشارکت مطلق و بی قيد شرط توجيه دارد و نه عدم مشارکت مطلق و بی قيد و شرط.

کنشگر سياسی در يک جامعه فعال و ملتهب با اعلام از پيش عدم مشارکت مطلق، خود را از فرصت و امکاناتی که احتمالا فضای سياسی انتخابات در اختيار او قرار می دهد محروم نمی کند. در ضمن نمی تواند برای مشارکت خود شروط معين کند که نهايتا به پذيرش ساختارهای غير منصفانه و ناسالم انتخابات شود. لذا نگاه ما بايد نگاهی فرايندی باشد و نه ناظر به شروط جويی و موردی مثل تاييد صلاحيت اين فرد و يا اين گروه.

دقيقا منظورتان از نگاه فرايندی چيست؟ لطفا بيشتر توضيح دهيد؟

شايد يکی از راه ها اين باشد که معيارهای انتخابات آزاد، منصفانه و سالم را مشخص کنيم و بر آن پافشاری کنيم. ما با حکومتی سر و کار داريم که بديهی ترين حقوق انسانی را رعايت نمی کند. با آن سابقه تقلب و سرکوب و قانون شکنی چگونه می توان برای برگزاری انتخابات آزاد و سالم به آنها اعتماد کرد؟ حکومتی که هنوز اين ميزان زندانی معترض به نتايج انتخابات دارد. دو نامزد معترض به انتخابات که با سابقه ترين چهره های سياسی کشور محسوب می شوند هنوز در زندان هستند. چگونه انتظار دارند مردم به آنها اعتماد کنند؟ مشکل از خود حکومت است نه از جنبش سبز و نه از رهبران آن. اول بايد اعتماد مردم را جلب کرد با آزاد کردن زندانيان، يا آزاد کردن رهبران جنبش، با آزاد گذاشتن احزاب و مطبوعات و قطعا با حذف نظارت استصوابی. آزمون۲۲ خرداد بزنگاه ديگری است که نشان خواهد داد حکومت معترضانی را که خواسته های خود را به مسالمت آميز ترين شکل ممکن نشان می دهند آيا تحمل می کند. به نظر من انتخابات هم برای جنبش آزمون مهمی است همه ما بايد با اجتناب از يک جانبه نگری، التهاب و ارزيابی های عجولانه، تندروی يا کندروی، رعايت همه جوانب مساله را به بحث بگذاريم و سعی کنيم تا حد ممکن و به صورت دمکراتيک اجماع سازی کنيم. شورای هماهنگی راه سبز اميد هم بايد فعالانه با اين بحث برخورد کند و پس از خرداد ماه تحليلی را برای طرح و نقد ارايه کند.

۱۳۹۰ خرداد ۱۴, شنبه

مشاور مهندس موسوی: ۲۲ خرداد آغاز فعالیت‌ها است؛ راهپیمایی‌های بعدی راهپیمایی سکوت نخواهد بود

۲۲ خرداد آغاز يک‏سری فعاليت‌ها در ماه خرداد خواهد بود. راهپيمايی ۲۲ خرداد اولين آن است و آخرين‏ نخواهد بود. فراخوان‏های ديگر راهپيمايی "شورای هماهنگی راه سبز اميد" برای خرداد ماه، ممکن است به شکلی ‏غير از فراخوان راهپيمايی ۲۲ خرداد باشد. 
خبرنگاران سبز/ سیاست:
اردشیر امیرارجمند، مشاور ارشد مهندس میرحسین موسوی و عضو شورای هماهنگی راه سبز امید در گفتگو با دویچه‌وله(+) اعلام کرد:« ۲۲ خرداد آغاز يک‏سری فعاليت‌ها در ماه خرداد خواهد بود. راهپيمايی ۲۲ خرداد اولين آن است و آخرين‏ نخواهد بود.»

او از اعضای شبکه‌های اجتماعی درخواست کرد تا نقطه‌نظرات خود را در ارتباط با تجمعات بعدی اعلام کنند. وی در عین حال گفت:«راهپيمايی ۲۲ خرداد آخرين فعاليت نخواهد بود. فرصت خواهد بود تا بر اساس ظرفيت‏هايی که ايجاد می‏شود نوع راهپيمايی‏های بعدی تغيير پيدا کند. ما هميشه روی راهپيمايی، به عنوان يکی از مصاديق حقوق شهروندی تاکيد داشته‏ايم.»

امیرارجمند ادامه داد:«راهپيمايی وسيله‏‏ای است که دمکراسی غيرمستقيم را به دمکراسی مستقيم تبديل می‌کند. در راهپيمايی مردم در مقابل عدم تضمين حقوق‏شان از سوی نهادهای حکومت، مستقيما وارد عمل می‏شوند. ولی راهپيمايی، تنها شيوه‏ی مبارزه نيست و يک روش و يک شيوه از راهپيمايی هم، شيوه‏‏ای منحصر به‏فرد راهپيمايی نيست. بايد با توجه به شرايط و اوضاع و احوال، تلاش کرد مناسب‏ترين روش را که بتواند بيشترين ميزان مشارکت را جلب کند، انتخاب کرد. در چند ماه گذشته، روش‏های ديگر راهپيمايی را هم آزموده‌ايم. به نظر می‏آيد که اين روش می‏تواند مشارکت خوبی را جلب کند. به شرطی که همه‏ی دوستان و فعالان جنبش سبز همکاری کنند تا اين روش ظرفيت ايجاد کند و در مقاطع بعد، راهپيمايی‏ها به نحو ديگری صورت بگيرند.»

وی افزود: «نبايد از امتحان روش‏های مختلف ابا داشت يا يک روش را مطلق انگاشت. ديده‏ايم که با تصرف شهر، ايجاد حالت وضعيت اضطراری در شهر و حکومت نظامی اعلام نشده، تمام فضای شهر را اشغال می‏کنند و می‏توانند از راهپيمايی‏ها جلوگيری به‏عمل بياورند. اين طريق (راهپيمايی سکوت) روش جديدی است که می‏تواند راهگشا باشد و بايد به آزمون گذاشته شود.»

مشاور ارشد کروبی در پاسخ به پرسشی در خصوص اختلافات میان احمدی‌نژاد و خامنه‌ای گفت:« اين مسئله درباره راهپيمايی ۲۵ بهمن هم به نوعی مطرح شد. اما آزمون ۲۵ بهمن نشان داد که ما بايد راه و طريق خود را طی کنيم. دو گروه يا عده‏ای از افراد، با مشارکت يک‏ديگر تقلب انتخاباتی و مهندسی انتخاباتی انجام داده‏ و رای مردم را دزديده‏اند. بعد هم با مشارکت هم‏ديگر به سرکوب مردم اقدام کرده‏ واز احقاق حقوق آن‏ها جلوگيری کرده‏اند. همين‌طور از دين استفاده‏ی ابزاری کرده‏اند. هم‏اکنون آن‏ها با هم‏ديگر، بر سر انحصار قدرت اختلاف‏ دارند. دعوای اين آقايان بر سر اين است که چه کسی کل قدرت را در اختيار داشته باشد. اختلاف ما با آن‏ها اين است که روش حکومت چگونه بايد باشد. ما روش دمکراتيک را مورد نظر داريم و به همين جهت هم فکر می‏کنيم که اختلاف آن‏ها، اختلافی نيست که در جهت منافع مردم باشد.»

امیر ارجمند ادامه داد:«مواضع ما نسبت به گذشته هيچ‏گونه تغييری نکرده. فکر می‏کنيم اختلاف بين آقايان هم از آن‏جايی که بر سر قدرت است، پابرجا خواهد بود. اين‏که تظاهرات انجام بدهيم يا ندهيم، در مسئله اختلاف بين آن‌ها تفاوتی ايجاد نخواهد کرد. آن‏ها مشکلات اساسی و عمده‏ای دارند. قبلا هم مشخص شده بود، هر اقدامی که برای نزديک شدن به هم انجام بدهند، به فاصله‏ی اندکی با مشکل مواجهه می‏شود. اين‏گونه نزديک‏ شدن‏ها اصولی نيست و بر مبنای قوی استوار نيست. مبنای قوی بايد بر مبنای حقوق مردم و منافع عالی کشور باشد که متاسفانه مورد توجه آقايان نيست. به‏نظر ما انجام تظاهرات شور و هيجان و پويايی جنبش را حفظ می‏کند. بيست و دوم خرداد روز مهمی است، ماه خرداد ماه مهمی است و حتما بايد گرامی داشته شود.»

وی  با تاکید بر اینکه فراخوان‏های ديگر راهپيمايی "شورای هماهنگی راه سبز اميد" برای خرداد ماه، ممکن است به شکلی ‏غير از فراخوان راهپيمايی ۲۲ خرداد باشد گفت:«ما از همه‏ی شبکه‏های اجتماعی خواسته‏ايم که هم‏فکری کنند و نقطه‏نظرات‏شان را ارائه دهند تا بر اساس آن عمل شود. اميدواريم دوستان مشارکت کنند و روش‏ها و تاکتيک‏های جديدی را پيشنهاد کنند که ما بتوانيم اين مسئله را پيش ببريم و با معضلات قبلی مواجه نباشيم.»


 

۱۳۹۰ خرداد ۱۰, سه‌شنبه

دعوت شورای هماهنگی سبز اميد : " تظاهرات سکوت در ۲۲ خرداد " - وليعصر تا ونک

از راهيان سبز اميد دعوت می کند از ساعت ۶ تا ۸ بعد از ظهر روز ۲۲ خردادبياد زنجيره سبز اميدی که ميدان راه آهن را به ميدان تجريش پيوند داد در سکوت مطلق وبا رعايت موارد زير دست به راهپيمايی در پياده روهای خيابان ولی عصر حد فاصل ميدان ولی عصر تا ميدان ونک بزنند و در ساعت ده همان شب بر روی بامها ندای الله اکبر سر دهند.
خبرنگاران سبز/سياست/راه سبز اميد:
سرانجام طبق وعده های شورای هماهنگی راه سبز اميد برای اعلام برنامه اين شورا در آستانه سومين سال از کودتای انتخاباتی، شورای هماهنگی راه سبز اميد بيانيه ای در پاسداشت خاطره زنجيره سبز انسانی و روزهای فراموش نشدنی خرداد ماه صادر کرد.

شورای هماهنگی در اين بيانيه ضمن دعوت مردم به پيوستن در راهپيمايی سکوت در پياده روهای خيابان ولی عصر حد فاصل ميدان ولی عصر تا ميدان ونک ساعت ۶ تا ۸ بعد از ظهر روز ۲۲ خرداد، تاکيد کرده است: سکوت مطلق در طول برگزاری راهپيمائی حاکم خواهد بود. به هيچ شعاری پاسخ داده نشود و از هر گونه اقدامی که به خشونت طلبان بهانه برای انجام اقدامات غير قانونی و ضد انسانی می دهد خود داری شود و رأس ساعت ۸ همه متفرق شوند.

بر اساس اين بيانيه، راهپيمايان با لبان بسته، آزادی رهبران جنبش و زندانيان سياسی، برگزاری انتخابات آزاد و اقدام موثر و فوری برای حل مسئله گرانی و بيکاری را فرياد خواهند زد.

متن کامل اين بيانيه که در اختيار کلمه قرار گرفته به شرح زير است:

بسم الله الرحمن الرحيم

بيانيه شورای هماهنگی راه سبز اميد برای پاسداشت خاطره زنجيره سبز انسانی

ماه خرداد روزهای بس حماسی و بيادماندنی را در دل خود جای داده است و ۲۲ خرداد سال ۱۳۸۸ يکی از آن روزهای فراموش نشدنی است. در اين روز مردم ما با شور و اميد وصف ناشدنی به پای صندوق های رای آمدند تا از حق تعيين سرنوشت خويش استفاده کرده و با انتخاب رئيس جمهور شعار «تغيير سازنده» را تحقق بخشند. تلاش کنند تا با تغيير روند ها و روش ها به سمت دمکراتيزه شدن نظام حرکت شود, اخلاق به سياست باز گردد, همبستگی ملی را با حذف مرزهای نامشروع خودی و غير خودی تقويت کنند, حکومت قانون را جايگزين گريز از قانون نمايند, قاطيت خود بر لزوم پاسداری از کرامت انسان و حقوق بشر را به حکمرانان کشور ياد آور شوند, نظام اداری و اجرايی کشور را از گرفتاری در دام ناکارآمدی و دروغ و توسل به رمالی و جن گيری و…نجات بخشند و کارگران و کشاورزان و محرومان جامعه را از ترس نياز های اوليه خود رها نمايند. اما آنانی که سواری بر مرکب قدرت را به هر قيمتی راهنمای عمل خود قرار داده بودند با مهندسی انتخابات و تقلب در آرای مردم نامزد مورد نظر خود را از صندوق ها در آورند و آنگاه که با صدای اعتراض ميليونی مردم مواجه شدند به جای پاسخگويی و اقناع به سرکوب و داغ و درفش و زندان متوسل شدند و جنبش سبز از دل اين رخداد و در امتداد مطالبات تاريخی مردم ايران برای آزادی و توسعه سر برآورد و سروقامت و استوار همچنان هدف «تغيير سازنده»، تحقق حقوق بشر و امنيت انسانی برای همه ايرانيان را دنبال می کند.

شورای هماهنگی راه سبز اميد برای پاسداشت همه آنانی که در اين روز به پای صندوق های رای آمدند تا کشور را از بليه دروغ و خودکامکی رهايی بخشند و در دوسال گذشته در پی رای گمشده خويش هر هزينه ای را بجان خريده اند وهم چنين قدردانی ازمقام عزيزانی که در اين مسير به شهادت رسيدند، از راهيان سبز اميد دعوت می کند در اين روز بياد زنجيره سبز اميدی که ميدان راه آهن را به ميدان تجريش پيوند داد در سکوت مطلق وبا رعايت موارد زير دست به راهپيمايی در پياده روهای خيابان ولی عصر حد فاصل ميدان ولی عصر تا ميدان ونک بزنند و در ساعت ده همان شب بر روی بامها ندای الله اکبر سر دهند.

از همراهان جنبش سبز خواهانيم که برای اين دعوت دست به اطلاع رسانی گسترده زده و همه همت خود را برای هرچه پرشور برگزار شدن اين راهپيمايی انجام دهند.

اين شورا به اقتدارگرايان حاکم قويا هشدار می دهد که برگزاری راهپيمايی مسالمت آميز حقی بشری و منطبق با اصل ۲۷ قانون اساسی است و دولت مکلف به تضمين امنيت شهروندان شرکت کننده در آن می باشد و اعمال هرگونه محدوديت و يا مقابله با آن از جانب مامورين اطلاعاتی و امنيتی و نيروهای سرکوبگری که وابستگی آنها به اقتدارگرايان مسلم است جز مسئوليت و بی آبرويی بيشتر در سطح داخلی و بين المللی و افشای عدم صداقت آنها و سياست دوگانه شان در مورد جنبش های دموکراسی خواهی در منطقه به دنبال نخواهد داشت.

شورای هماهنگی راه سبز اميد برنامه های ديگر خرداد ماه را با همفکری با هم ميهنان عزيز در بيانيه های ديگر بزودی اعلام خواهد کرد.

شورای هماهنگی راه سبز اميد.

۸٫ ۰۳٫ ۱۳۹۰

۱٫ محل: پياده روهای خيابان ولی عصر حد فاصل ميدان ولی عصر تا ميدان ونک (به بالا از سمت شرق، به پايين از سمت غرب)

۲٫ زمان: ساعت ۶ تا ۸ بعد از ظهر. راهپيمايی رأس ساعت ۸ تمام شده و همه متفرق شوند.

۳٫ راهپيمايان با لبان بسته سه خواسته زير را فرياد خواهند زد:

-آزادی رهبران جنبش و زندانيان سياسی

- برگزاری انتخابات آزاد

-اقدام موثر و فوری برای حل مسئله گرانی و بيکاری

۴٫ فعالان جنبش سبزدر شهرستانها هم می توانند برنامه ای مشابه تهران را در اين روز برنامه ريزی و اجرا نمايند.

۵٫ سکوت مطلق در طول برگزاری راهپيمائی حاکم خواهد بود. به هيچ شعاری پاسخ داده نشود و از هر گونه اقدامی که به خشونت طلبان بهانه برای انجام اقدامات غير قانونی و ضد انسانی می دهد خود داری شود.

دعوت شورای هماهنگی از مردم برای برگزاری مراسمی شایسته عزت‌الله سحابی

همگان را به حضوری در خور مهندس سحابی، در آيين‌های گراميداشت ايشان، و نيز تمسک جستن به شيوه‌ی سياست‌ورزی اخلاقی آن زنده‌ياد فرامی‌خواند؛ شيوه‌ای که پيش از هر چيز منافع ملی را لحاظ می‌کند، مبتنی است بر اخلاق و مدارا و نوع‌دوستی، و نيز مفاهيمی چون آزادی، دموکراسی، پيشرفت و توسعه ايران را در کنار استقلال و تماميت ارضی آن پی‌می‌جويد.
خبرنگاران سبز/جامعه/بيانيه ها و مواضع/راه سبز اميد:
پس از دعوت شورای هماهنگی راه سبز امید از مردم برای حضوری سبز در مراسم خاکسپاری مرحوم ناصر حجازی اینبار این شورا که در غیاب رهبران جنبش سبز مسئولیتی سخت را برعده گرفته اند، به مناسبت درگذشت مهندس عزت الله سحابی، فعال ملی- مذهبی و باسابقه جنبش ملی ايران، با صدور بيانيه ای، ضمن تجليل از منش و عملکرد اخلاقی و ملیِ آن مرحوم و همچنين عرض تسليت به ملت ايران به ويژه خانواده‌ و بازماندگان وی، همگان را به حضوری شايسته در آيين‌های گراميداشت اين پيشکسوت دعوت کرده است.

در اين بيانيه آمده است: شورای هماهنگی راه سبز اميد ضمن عرض تسليت به ملت ايران به ويژه خانواده‌ محترم آن مرحوم ، همگان را به حضوری در خور مهندس سحابی، در آيين‌های گراميداشت ايشان، و نيز تمسک جستن به شيوه‌ی سياست‌ورزی اخلاقی آن زنده‌ياد فرامی‌خواند؛ شيوه‌ای که پيش از هر چيز منافع ملی را لحاظ می‌کند، مبتنی است بر اخلاق و مدارا و نوع‌دوستی، و نيز مفاهيمی چون آزادی، دموکراسی، پيشرفت و توسعه ايران را در کنار استقلال و تماميت ارضی آن پی‌می‌جويد.

شورای هماهنگی راه سبز اميد همچنين در بيانيه خود خاطرنشان کرده است که "ديدگاه‌ها، منش و نحوه‌ کنش سياسی سحابی در طی بيش از ۶ دهه حضور مستمرش در عرصه تحولات اجتماعی - سياسی ايران، وی را به‌عنوان يکی از مراجع و منابع اقدام سياسی مبتنی بر منافع ملی و اصول انسانی در ايران مطرح ساخته بود."

متن پيام شورای هماهنگی راه سبز اميد به مناسبت درگذشت مهندس سحابی به شرح زير است:

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ؛ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَی نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا »؛ « از ميان مؤمنان مردانی‏اند که به آنچه با خدا عهد بستند صادقانه وفا کردند؛ برخی از آنان به شهادت رسيدند و برخی از آنها در همين انتظارند و هرگز عقيده خود را تبديل نکردند.» (سوره احزاب، آيه ۲۳)

مهندس عزت‌الله سحابی، مبارز ديرپای آزادی و مردم‌سالاری و استقلال ايران، جان به جان آفرين تسليم کرد و از ميان ما رفت. مهندس سحابی، به تصديق دوست و منتقد، يکی از اخلاقی‌ترين، صادق‌ترين، منصف‌ترين، خردورزترين و پيگيرترين کوشندگان ملی در تاريخ سياسی معاصر ايران بود که فقدانش به‌سادگی قابل جبران نيست.

ديدگاه‌ها، منش و نحوه‌ی کنش سياسی سحابی در طی بيش از ۶ دهه حضور مستمرش در عرصه تحولات اجتماعی_سياسی ايران، وی را به‌عنوان يکی از مراجع و منابع اقدام سياسی مبتنی بر منافع ملی و اصول انسانی در ايران مطرح ساخته بود.

زنده‌ياد سحابی از دوران ملی شدن صنعت نفت، و در سايه‌ی تعاليم سياسی و روش و بينش دکتر محمد مصدق و آموزه‌های اخلاقی و منش پدر بزرگوارش، دکتر يدالله سحابی، و ذيل آموزه‌های آزادگان دين‌مداری چون مهندس مهدی بازرگان و آيت‌الله طالقانی، پا به عرصه‌ی مبارزات اجتماعی برای آزادی و استقلال و پيشرفت ايران نهاد. تلاش‌های اين مرد آزادی‌خواه و حق‌جو در نهضت مقاومت ملی و بعدتر مبارزات وی عليه نظام استبدادی پهلوی، فشارهای فراوان و حبس‌های طولانی مدتی را متوجه ايشان ساخت.

عضو شورای انقلاب، رييس سازمان برنامه و بودجه در دولت موقت، عضو مجلس خبرگان تدوين قانون اساسی و نماينده دور نخست مجلس شورای اسلامی، چه آن هنگام که در حاکميت جمهوری اسلامی قبول مسئوليت کرد، و چه بعدتر، هنگامی که در جايگاه يک منتقد اجتماعی و نقاد وضع موجود، به بيان ديدگاه‌ها و مواضع متفاوت خود دست يازيد، کوشيد از جاده‌ی انصاف و کنش خردمندانه خارج نشود. هرچند که مخالفت‌های او با استبداد دينی و اقدامات نابخردانه‌ی صاحبان قدرت، برايش جز حبس و سلول انفرادی و فشارهای گوناگون جسمی و روانی به همراه نداشت.

مهندس عزت‌الله سحابی مروج و مبلغ اسلام رحمانی و نقاد بی‌پروای قرائت خشونت‌بار و غيردموکراتيک از اسلام محمدی، ازجمله شخصيت‌هايی بود که از همان نخستين روزهای تولد جنبش سبز مردم ايران، همراهی معنوی و حمايت فکری خويش را از مهم‌ترين خيزش اجتماعی ايرانيان اعلام کرد. گو اينکه اين همدلی و همگامی، منجر به وارد شدن فشارهای گوناگون بر پيرمرد آزادی‌خواه و دموکراسی‌طلب شد؛ چنان‌که نهادهای امنيتی، بی‌رعايت هيچ اصل انسانی و اخلاقی و قانونی و عرفی، پير آزاده را در ۸۱ سالگی احضار کردند و به اعمال فشار و تهديد بی‌پروای ايشان دست يازيدند. مقام‌های امنيتی و قضايی حتی از اعطای مرخصی به فرزند دربند ايشان (سرکار خانم هاله سحابی، از بازداشت‌شدگان حوادث پس از کودتای ۲۲ خرداد) برای ديدار با پدر در زمان هوشياری وی، پرهيز کردند و فشار غيرانسانی ديگری را متوجه آزادمرد حقيقت‌طلب ساختند.

شورای هماهنگی راه سبز اميد ضمن عرض تسليت به ملت ايران به ويژه خانواده‌ محترم آن مرحوم ، همگان را به حضوری در خور مهندس سحابی، در آيين‌های گراميداشت ايشان، و نيز تمسک جستن به شيوه‌ی سياست‌ورزی اخلاقی آن زنده‌ياد فرامی‌خواند؛ شيوه‌ای که پيش از هر چيز منافع ملی را لحاظ می‌کند، مبتنی است بر اخلاق و مدارا و نوع‌دوستی، و نيز مفاهيمی چون آزادی، دموکراسی، پيشرفت و توسعه ايران را در کنار استقلال و تماميت ارضی آن پی‌می‌جويد.

والعاقبه للمتقين

شورای هماهنگی راه سبز اميد


۱۳۹۰ خرداد ۸, یکشنبه

بیانیه راه سبز امید به مناسبت خرداد ماه : ۲۵ خرداد، اوج شکوفایی مدنیت و عقلانیت در ایرانیان بود

خرداد، ماه سرنوشت‌ساز ایرانیان است و اینک ما با جنبش سبز متولد خرداد روبرو هستیم که در جان و دل ایرانیان خانه کرده است و سبب شده تا هر آنکس که خود را ایرانی می‌داند و در سر‌ سودای آبادانی میهن و در دل عشق به وطن دارد، در دل این جنبش همگانی جایگاهی برای خود بیابد تا علیرغم همة تفاوت دیدگاهها و سلیقه‌ها، خود را در کنار همه هموطنان خود و نه در برابر آنها بیابد و حتی به آنها که در حق او و شهروندان دیگر ظلم روا داشته‌اند نه به دیدة انتقام و کینه، بلکه از روی دلسوزی و اصلاح بنگرد
خبرنگاران سبز/جامعه/ راه سبز امید/بیانیه ها و مواضع:
شورای هماهنگی راه سبز اميد با صدور بيانيه ای به مناسبت خرداد ماه، خرداد را ماه سرنوشت ساز ناميده و اعلام کرده است که طی روزهای آينده، برنامه های بزرگداشت روزهای سبز سال ۸۸ را به اطلاع غيورزنان و غيورمردان اين مرز و بوم خواهند رساند.

در بيانيه شورای هماهنگی راه سبز اميد، ضمن مروری کوتاه بر روزهای سرنوشت ساز خرداد از پانزدهم خرداد گرفته تا سوم و دوم خرداد، آمده است:«آری خرداد، ماه سرنوشت‌ساز ايرانيان است و اينک ما با جنبش سبز متولد خرداد روبرو هستيم که در جان و دل ايرانيان خانه کرده است و سبب شده تا هر آنکس که خود را ايرانی می‌داند و در سر‌ سودای آبادانی ميهن و در دل عشق به وطن دارد، در دل اين جنبش همگانی جايگاهی برای خود بيابد تا عليرغم همه تفاوت ديدگاهها و سليقه‌ها، خود را در کنار همه هموطنان خود و نه در برابر آنها بيابد و حتی به آنها که در حق او و شهروندان ديگر ظلم روا داشته‌اند نه به ديده انتقام و کينه، بلکه از روی دلسوزی و اصلاح بنگرد.»

اين شورا همچنين وعده داده است که طی روزهای آينده، برنامه های بزرگداشت روزهای سبز سال ۸۸ را به اطلاع غيورزنان و غيورمردان اين مرز و بوم خواهد رساند.

متن بيانيه شورای راه سبز اميد به مناسبت خردادماه، به شرح زير است:

بسم الله الرحمن الرحيم

ان الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم الملئکه ان لا تخافوا و لاتحزنوا و ابشروا بالجنه التی کنتم توعدون

خرداد ماه سرنوشت‌ساز ايران و ايرانيان بار ديگر از راه رسيده و موجی از اميد را با خود برای همه جويندگان حق و آزادی به ارمغان ‌آورده است.

پانزدهم خرداد که سرآغاز شکل‌گيری جنبش آزاديخواهی مسلمانان ايرانی در برابر يکی از خشن‌ترين ديکتاتوريهای قرن بيستم بود که سرانجام به بار می‌نشست و سلطان مغرور و مستبد را که به هيچ ندای اصلاح‌طلبی گوش فرا نداد به سرنوشت دردناکی دچار کرد.

سوم خرداد نيز در امتداد انقلاب اسلامی، عبرت‌آموز يکی ديگر از ديکتاتوری‌های قرن شد و صدام حسين را که گمان می‌برد بی هيچ زحمتی خاک ايران را اشغال و مردم کم‌سلاح اما با ايمان ايران را به تسليم وا می دارد، به سرنوشتی بدتر از شاه دچار کرد.

دوم خرداد، طليعه اصلاح در انقلابی بود که به قيمت جان هزاران انسان توانسته بود بر استبداد داخلی و سلطه‌طلبی خارجی پيروز شود اما اينک خود در مسيری انحرافی به تدريج از آرمانهای اصيل انقلاب که مبتنی بر اسلام رحمانی، اخلاق محمدی، آزادی و مردم‌سالاری بود فاصله می‌گرفت.

و سرانجام ۲۵ خرداد که اوج شکوفايی مدنيت و عقلانيت در ايرانيان بود که اين بار عليه دروغ و فساد و تحجر و فريب به ميدان آمدند و صحنه‌هايی آفريدند که در تاريخ انقلاب اسلامی بی‌سابقه بود و سرمشقی شد برای همه جنبشهای دموکراسی‌خواه منطقه.

آری خرداد، ماه سرنوشت‌ساز ايرانيان است و اينک ما با جنبش سبز متولد خرداد روبرو هستيم که در جان و دل ايرانيان خانه کرده است و سبب شده تا هر آنکس که خود را ايرانی می‌داند و در سر‌ سودای آبادانی ميهن و در دل عشق به وطن دارد، در دل اين جنبش همگانی جايگاهی برای خود بيابد تا عليرغم همة تفاوت ديدگاهها و سليقه‌ها، خود را در کنار همه هموطنان خود و نه در برابر آنها بيابد و حتی به آنها که در حق او و شهروندان ديگر ظلم روا داشته‌اند نه به ديدة انتقام و کينه، بلکه از روی دلسوزی و اصلاح بنگرد.

اينک جنبش سبز نه يک حرکت برآمده‌ از انتخابات به سرقت رفته ملت، بلکه يک خيزش بزرگ به سوی آرمانهای والائی است که يک قرن ملت ما برای آن مبارزه کرده. اينک جنبش نه يک حرکت سياسی صرف، بلکه متن زندگی مردم ما را تشکيل داده و با زندگی روزمره ايرانيان عجين شده است. جنبش سبز يعنی دروغ ممنوع، جنبش سبز يعنی ما همه با هم هستيم، جنبش سبز يعنی خردورزی و عقلانيت، جنبش سبز يعنی مبارزه با تحجر و رمّالی و جن‌گيری، جنبش سبز يعنی دفاع از حق ديگران، يعنی حاکميت قانون، يعنی برابری همه در برابر قانون، يعنی قانون فراتر از همه و در يک کلمه، جنبش سبز يعنی زندگی، يعنی دوست داشتن ايران و ايرانی و يعنی اميد به روزهای روشن آينده.

بسيار جای تأسف دارد که عده‌ای که گويا قدرت چشم آنها را بسته، توان ديدن اينهمه زيبائی و نورانيت را ندارند و به جای قدردانی از چنين ملتی، فرزندان ملت را در خيابانها سرکوب می‌کند و بسياری از فرهيختگان را به جرم انديشيدن و تفکر و به گناه گفتن و نوشتن به زندان می ‌اندازد و جمع کثيری از دانشمندان و انديشمندان را به جرم مطيع نبودن از دانشگاه‌ها و مراکز علمی اخراج می‌کند و در کنار اين‌ها، ميلياردها دلار سرمايه ملی را به فنا می‌دهد و در برابر هيچ‌کس پاسخگو نيستند.

نتيجه چنين رفتاری جز ورشکستگی اقتصادی، جز انزوای جهانی، جز رسوخ فساد در بالاترين لايه‌های حکومت و سرانجام جز فروپاشی ارکان قدرت ملی، چه خواهد بود؟

جنبش سبز از اين آينده هولناک نگران است و مايل است تا به هر نحو ممکن حاکميت را متوجه عواقب خطرناک تداوم چنين شيوه‌های کشورداری کند و در اين راه همه ابزارها و راه های قانونی و مسالمت‌آميز را تجربه خواهد کرد.

اگر جنبش سبز از حضور مردم در راهپيمائی‌ها حمايت می‌کند به خاطر آن است که قانون چنين حقی را برای شهروندان به رسميت شناخته است و در عين حال از همی راههای گفتگو و تعامل با همه افراد حتی درون حاکميت بر مبنای حقوق اساسی و آزادی های قانونی و شهروندی استقبال می‌کند.

جنبش سبز خواهان آن است که همه کسانی که مسئوليت دارند، بسته به ميزان قدرتی که قانون در اختيار آنها گذاشته، به همه مراجع پيش‌بينی شده در قانون، و مهمتر از آن به افکار عمومی، پاسخگو باشند.

جنبش سبز هيچکس را فراتر از قانون نمی‌داند و بر اين اعتقاد است که بايد باب انتقاد از همه مسئولان باز باشد.

جنبش سبز حاکميت نظاميان و نيروهای امنيتی و بسته شدن فضای پرنشاط سياسی، تعطيلی نهادهای مدنی و رسانه‌های مستقل و حاکم شدن فضای پليسی را در مغايرت کامل با آرمانهای انقلاب می‌داند و وظيفه خود می‌داند به هر نحو ممکن با آگاهی‌بخشی، مردم را به نفی اين روندهای ديکتاتوری دعوت کند.

جنبش سبز اداره کشور به دست انسانهای ناآگاه و غيرمتخصص را که تنها هنر آنها بله قربان‌گويی واطاعت محض و تملق است خيانت به آرمانهای انقلاب می‌داند و وظيفه خود می‌داند تا همه صاحب‌نظران را به نقد چنين حاکميتی فراخواند.

جنبش سبز تشنج‌آفرينی در سطح بين‌المللی را که منجر به انزوای بی سابقه ايران شده و از اين راه ملت ايران را متحمل هزينه‌های بسيار سنگين کرده است برخلاف منافع ملی می‌داند و از همه امکانات خود برای توقف اين سياستهای خانمان‌سوز و ايران بر بادده استفاده خواهد کرد و از همه ملتها و دولتهای جهان درخواست می‌کند که بهای نادانی و ناتوانی بخشی از حاکميت ايران را به هزينه تمام ملت ايران تبديل نکنند و بيش از اين ملت ما را به رنج و گرفتاری مقيد نکنند.

جنبش سبز ضمن حمايت از همه ملتهای منطقه که برای آزادی و دموکراسی قيام کرده‌اند بخصوص از مردم ليبی، سوريه، بحرين و يمن که اين روزها در زير فشار طاقت‌فرسای ديکتاتوری حاکم بر اين کشور، شرايط بسيار سختی را تجربه می‌کنند، برخورد دو گانه حاکميت اقتدارگرا را با جنبش های منطقه و سکوت تأييد آميز در قبال سرکوب ملت آگاه سوريه را مايه ننگ انقلاب و نظام و کشور می داند.

برنامه هميشگی جنبش سبز تلاش برای نيل به دموکراسی و عدالت و پيشرفت در کنار حاکميت اخلاق و معنويت است و می‌داند که پيمودن اين راه سخت نيازمند همت والا و تلاش خستگی‌ناپذير و صدالبته، پرداختن هزينه‌هائی چه بسا سنگين است. هزينه‌هائی که بخشی از آن را فرزندان غيور اين مرزوبوم که در زندانها به‌سر می‌برند پرداخته‌اند و در رأس همه بايد از دو يار هميشگی ملت، رهبران سرافراز جنبش سبز، جناب مهندس موسوی و جناب حجت‌الاسلام والمسلمين کروبی ياد کرد که اينک در حبس خانگی غيرقانونی، از بديهی‌ترين حقوق خود محروم هستند.

جنبش سبز وظيفه خود می‌داند در اولين گام تمام همت خود را مصروف آزادی همه زندانيان سياسی و بخصوص رفع حصر ظالمانه رهبران جنبش سبز کند و در اين راه به حمايت قاطبه ملت ايران مستظهر است و اميد آن دارد که مردم و بخصوص جوانان عزيز، با حمايت از برنامه‌های اعلام شده پويايی و نشاط جنبش سبز را به نمايش بگذارند و ثابت کنند که حتی در غياب رهبران جنبش سبز، اين حرکت بی‌ هيچ وقفه‌ای مسير خود را ادامه خواهد داد. اگر روزی هر شهروند يک ستاد و روزی ديگر هر شهروند يک رسانه بوده، امروز روزی است که بگوئيم هر شهروند يک رهبر است. ما در انتظار روزهای بهتر هستيم.

اما خرداد در خود خاطره‌ای تلخ نيز دارد.

چهاردهم خرداد رحلت معمار بزرگ انقلاب اسلامی است که با رفتن خود علاوه بر آن‌که ميليونها انسان را داغدار کرد، موجب تأسف عميق کسانی شد که انتظار داشتند پس از فراغت از بحرانهای جنگ و ناآرامی های انقلاب و خلاصی از موج توطئه‌های داخلی و خارجی، افقهای جديدی از مردمسالاری را در جمهوری اسلامی بگشايد و آنچه را که در طول حيات پربار خود بروز داده بود بتواند برای هميشه باب تحجر و استبداد را درون جمهوری اسلامی ببندد و آنچنان که خود وعده کرده بود، همه را به قانون بازگرداند.

اما دريغا که تقدير الهی چنين نبود و اين آرزو بر دلها ماند که به صورت واقعی و بازگشت‌ناپذير، آزادی، ديانت، عدالت و پيشرفت را در کنار هم تجربه کنند هر چند نسلی که در انقلاب پرورده شدند مصمم بوده و هستند که نگذارند اين راه روشن و پاک به بن‌بست کشيده شود.

جنبش سبز اما، راه اميد دوباره ای گشوده است و با صبر و استقامت يکايک شهروندان آگاه و مصمم، که در استقامت ستودنی رهبران در بند آن تبلور يافته، با گام هايی استوار پيش خواهد رفت و با استعانت از الطاف بيکران الهی، نخواهد گذاشت که ايران ويران شود. طی روزهای آينده، برنامه های بزرگداشت روزهای سبز سال ۸۸ را به اطلاع شما غيورزنان و غيورمردان اين مرز و بوم خواهيم رساند.

شورای هماهنگی راه سبز اميد

۱۳۹۰ خرداد ۳, سه‌شنبه

دعوت شورای هماهنگی راه سبز اميد از مردم برای شرکت در مراسم وداع با ناصر حجازی

از مردم شريف ايران دعوت می نمايد با شرکت در آيين های بزرگداشت اين عزيز، مراتب قدرانی ملت از قهرمانان خود را ابراز دارند.
خبرنگاران سبز/سياست/شورای راه سبز اميد:
شورای هماهنگی راه سبز اميد به مناسبت درگذشت ناصر حجازی پيام تسليتی صادر کرد.

متن پيام تسليت شورای هماهنگی راه سبز اميد به شرح زير است:

انا لله و انااليه راجعون
قهرمانان ملی و مردمی بخشی از هويت هر ملتی را تشکيل ميد هند و بزرگداشت انها وظيفه ای همگانی است. شورای هماهنگی راه سبز اميد در گذشت قهرمان ملی و مردمی ناصر حجازی را به مردم ايران، جامعه ورزشی و بويژه خانواده و بازماندگان آن مرحوم تسليت عرض می کند و از مردم شريف ايران دعوت می نمايد با شرکت در آيين های بزرگداشت اين عزيز، مراتب قدرانی ملت از قهرمانان خود را ابراز دارند.

۳ خرداد، ۱۳۹۰

گفتنی ست، مراسم فوق از ساعت هفت صبح روز چهارشنبه چهارم خرداد در مقابل بيمارستان کسری تهران آغاز و پس از آن پيکر مرحوم حجازی به ورزشگاه آزادی برده می شود تا با بدرقه‌ آحاد جامعه، پيکر اين اسطوره فوتبال ايران، به بهشت زهرا و قطعه نام‌آوران بهشت زهرا منتقل و خاکسپاری شود.