‏نمایش پست‌ها با برچسب بیانیه ها و مواضع. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب بیانیه ها و مواضع. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰ خرداد ۱۵, یکشنبه

وبلاگ‌نویسان سبز: تا دیر نشده‌ فرهنگ ارباب رعیتی را برچینید و سرکوب‌ها را متوقف کنید

باتوجه به شرايط کشور، جامعه وبلاگنويسان سبز، از حاکمان ناشنوای ايران می خواهد که هرچه سريعتر پنبه ها را از گوش بيرون کشيده و صدای خيل عظيم و آماده ی مردم ايران را که برای خشکاندن ريشه های ظلم و استبداد، ذوب کردن ميله های زندان و در هم کوبيدن فرهنگ ارباب و رعيتی، هماهنگ می شوند را بشنوند.
خبرنگاران سبز/ بیانیه‌ها:

جامعه وبلاگ‌نویسان سبز با انتشار بیانیه‌ای که یک نسخه از آن به خبرنگاران سبز فرستاده شده است ضمن هشدار به حاکمان ناشنوای ج.ا. به عبرت گرفتن از سرنوشت دیکتاتورهای منطقه از آنان خواسته است تا دیر نشده دست از سرکوب مردم بردارند چرا که معلوم نیست اعتراضات آینده مردم قابل کنترل باشد. این وبلاگ‌نویسان همچنین با اعلام حمایت از اعتراضات مردمی خواستار آزادی سریع رهبران سبز شده است. متن این بیانیه در زیر می‌آید.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
من آن موجم که آرامش ندارم

به آسانی سر سازش ندارم

اگرخاموش بنشينم روا نيست

دل از دريا بريدن کار ما نيست

موجی که از خرداد ۸۸ با ايستادگی بزرگمردانی چون ميرحسين موسوی و مهدی کروبی و حمايت جانانه تر مردم ايران، برای برانداختن استبداد و خودکامگی در ايران آغاز شد، اينک پس از فراگير شدن در ميان تعداد قابل توجهی از کشورهای استبداد زده ی منطقه، در حال بازگشت به مبدا است و متوليان خود را فرا می خواند تا مجدداً پايه های حکومت خودکامه را به لرزه درآورند.

باتوجه به شرايط کشور، جامعه وبلاگنويسان سبز، از حاکمان ناشنوای ايران می خواهد که هرچه سريعتر پنبه ها را از گوش بيرون کشيده و صدای خيل عظيم و آماده ی مردم ايران را که برای خشکاندن ريشه های ظلم و استبداد، ذوب کردن ميله های زندان و در هم کوبيدن فرهنگ ارباب و رعيتی، هماهنگ می شوند را بشنوند.

حاکمان به گوش باشند که با توجه به اتخاذ سياست های غلط در قبال ايرانيان معترض به وضع حاکم در کشور و بگير و ببند های غير قانونی، سرکوب معترضان مسالمت جو و پايمال کردن حقوق اوليه ی آنها، زندانی کردن رهبران جنبش سبز و در يک کلام بستن آخرين درهای اميد به اصلاح حکومت خودکامه کنونی، هيچ تضمينی برای کنترل اعتراضات آتی معترضان وجود ندارد و چه بسا که درصورت پايفشاری بر اين سياست های غلط و عدم اصلاح هرچه سريعتر شرايط موجود، به سرنوشت مبارک ها و بن علی ها دچار گردند.

ما به حاکمان هشدار می دهيم که هرچه سريعتر و قبل از بازگشت موج سهمگين اعتراضات منطقه ای به ايران، بمنظور برون رفت از شرايط زيانبار کنونی، زندانيان سياسی را بدون هيچگونه قيد و شرطی آزاد کرده، دستور لغو حبس خانگی رهبران جنبش سبز را صادر نموده و به خواسته های صاحبان اصلی کشور، که همانا مردم ميباشند، تن دهند.

بدينوسيله، جامعه وبلاگنويسان سبز، با اعلام حمايت خود از انجام حرکات اعتراضی و اعلام مشارکت فعال اعضا در اعتراضات خرداد ماه، از تمامی نامداران ملی، نهاد ها و سازمان های مستقل، فعالين و قشرهای سياسی، مذهبی، علمی، هنری، ورزشی و ديگر مردم کشورمان می خواهد که از اعلام حمايت خود و حضور گسترده و فعال در اين اعتراضات دريغ نکرده و با رشادت های خود و همدلی و اتحاد با يکديگر، گامی اساسی در راستای درمان بيماری مزمن استبداد بردارند.

جامعه وبلاگنويسان سبز- خرداد ۱۳۹۰

خانواده آسیب دیدگان پس از انتخابات: در آستانه ۲۲خرداد؛برای رسیدن به خواسته های برحق مان گام برداریم

اینک که در آستانه سالروز خلق حماسه مردمی ونادیده گرفتن حق مسلم مردم هستیم بر خود میدانیم تا بار دیگر بر همبستگی و ادامه راه تمام جانباختگان خود پافشاری کرده واز تمام ملت شریف وغیور ایران عزیز مصرانه درخواست داریم که در راه اهداف خود برای داشتن ایرانی آباد وآزاد وبدور از هرگونه جناح بندی در یک صف ایستاده وبا یکدیگر بیش از پیش متحد شده تا بتوانیم به خواسته های به حق خویش که همانا برقراری صلح وامنیت، آزادی تمام زندانیان سیاسی، پیگیری ومحاکمه عادلانه عاملین کشتار و اعدام فرزندان این آب وخاک و به رسمیت شناختن حق مردم در اداره امور ایران گام برداریم.
خبرنگاران سبز/جامعه/بیانیه ها و مواضع:
در راه اهداف خود برای داشتن ايرانی آباد وآزاد وبدور از هرگونه جناح بندی در يک صف ايستاده وبا يکديگر بيش از پيش متحد شده تا به خواسته های به حق خويش که همانا برقراری صلح وامنيت ، آزادی تمام زندانيان سياسی، پيگيری ومحاکمه عادلانه عاملين کشتار و اعدام فرزندان اين آب وخاک و به رسميت شناختن حق مردم در اداره امور ايران است، گام برداشته شود.

به گزارش جرس، متن اين بيانيه بشرح زير است:

((به نام دادار بی همتا))

بيانيه شماره ۳

جمعی از خانواده شهداء ،آسيب ديدگان وزندانيان سياسی پس از انتخابات۱۳۸۸

ای مالک!دربرابرخدا ودربرابرمردم،انسانی با انصاف باش،ونزديکترين کسانت ودوستان محبوبت را به انصاف داشتن وادار،زيرا اگر انصاف را(نسبت به همه ودرباره همه) رعايت نکنی (به بندگان خدا) ظلم کرده ای.وهرکس به بندگان خدا ظلم کند،خداون –از جانب بندگان خود – با اوطرف خواهد شد.وهر کس خدا با او طرف شود (واو را به محاکمه کشد)،هر دليلی بياورد بی اثر خواهد بود.

هم وطنان گرامی !برادران وخواهران ايمانی!در آستانه سالگرد حماسه وخونيم.ساليان درازی است که خرداد برای ما، پيام آوربيداری وآزدای خواهی وپايداری بوده است.وبالنده ترينش خرداد۸۸ است ،که :در خاطره تاريخی ملت بزرگ وبا فرهنگ ايران زمين جاودانه شد. آوازه خوش اين تحول خواهی خردورزانه وصلح جويانه درگنبدگيتی طنين انداز گرديد. وانظارجهانيان را يک بار ديگر به جوهره فرهنگ والای اين مرز وبوم معطوف کرد.

واين همه ره آورد عشق به کرامت وجودی انسانها وحقوق فردی واجتماعی ايشان وپيشرفت وآبادانی ملک وملت بوده است وخواهد بود. دريغ ودرد که آنها که بايد می ديدند وميدانستند ،نديدند وندانستند.چه با سرمستی از باده نخوت وغرور،چه به اغوای شرارت بارقبيله جهل وخرافه وسحور.غمی نيست.

که روی سخن، نه باايشان است که در همه عرصه های زشتی وپلشتی به انتها رسيده اند، که جان وجام سخن را پيوستگی وپيراستگی، با شماست و مداومت بر حق خواهی وحق طلبی يک صدای همه ما با هم.واستمداد ما از شما که رهرو پيام آوری هستيد که فرموده است:هرکس حق ستم ديده ای را از ستمگری باز ستاند،در بهشت، همنشين من خواهد بود.وچه ستمی بالاتر از نداهای بحقی که به نا حق درخون خفت؟!وجان های پاکی که به تيغ وتير کج انديشان قسی القلبِ زياده خواه ،مصدوم گشت؟!وچه ستمی بد تر ازصداهای در گلومانده بهترين فرزندان رشيد ودلير ميهن در بيغوله هايی بنام زندان . وچه زندانی ؟! نشانی تمام عيار ازبربريت وبدويت؟

در طرف ما شب نيست، چَخماقها در کنار فتيله بی تابند… صبح در دستان ستاره بر پليدترين شب ناقوس پايانی هراس انگيز را به صدا درآورده است. صبح نزديک است،صبح را نزديک کرده ايم.

اينک که در آستانه سالروز خلق حماسه مردمی وناديده گرفتن حق مسلم مردم هستيم بر خود ميدانيم تا بار ديگر بر همبستگی و ادامه راه تمام جانباختگان خود پافشاری کرده واز تمام ملت شريف وغيور ايران عزيز مصرانه درخواست داريم که در راه اهداف خود برای داشتن ايرانی آباد وآزاد وبدور از هرگونه جناح بندی در يک صف ايستاده وبا يکديگر بيش از پيش متحد شده تا بتوانيم به خواسته های به حق خويش که همانا برقراری صلح وامنيت ، آزادی تمام زندانيان سياسی، پيگيری ومحاکمه عادلانه عاملين کشتار و اعدام فرزندان اين آب وخاک و به رسميت شناختن حق مردم در اداره امور ايران گام برداريم.

جمعی از خانواده شهداء،آسيب ديدگان وزندانيان سياسی پس از انتخابات ۱۳۸۸

مورخ خرداد۱۳۹۰

۱۳۹۰ خرداد ۱۴, شنبه

از رجایی شهر ندا می‏آید: رهبران سبز را تنها نگذارید؛ ۲۲ خرداد حماسه‏ای دیگر بیافرینید

ما جمعی از زندانيان زندان رجايی شهر در اعتراض به شرايط موجود در زندان، نداشتن ملاقات حضوری، فشار روز افزون بر خانواده های خود، قطع تلفن، نبود حداقل آزادی ها در کشور و خصوصا عدم برگزاری يک انتخابات آزاد و تداوم بازداشت های غير قانونی از تاريخ ۲ خرداد تا ۲۲ خرداد را اعلام اعتصاب کرديم تا شايد صدای تظلم خواهی ما به گوش مسولان مربوطه برسد و تغييری در وضعيت موجود بدهند.
خبرنگاران سبز/جامعه/بیانیه ها و مواضع:
در حاليکه شورای هماهنگی راه سبز اميد از مردم دعوت کرده است تا در روز ۲۲ خرداد از ساعت ۶ تا ۸ بعد از ظهر، بياد زنجيره سبز اميدی که ميدان راه آهن را به ميدان تجريش پيوند داد،با راهپيمايی سکوت خود در پياده روهای خيابان ولی عصر حد فاصل ميدان ولی عصر تا ميدان ونک دست به اعتراضی نمادين بزنند و در ساعت ده همان شب بر روی بامها ندای الله اکبر سر دهند، زندانيان سياسی زندان رجايی شهر نيز در بيانيه ای از مردم خواسته اند که رهبران سبز را تنها نگذاشته و در روز بيست و دو خرداد حماسه ای ديگر بيافرينند.

اما در اين بين اختلاف نظر برای چگونگی برگزاری اين راهپيمايی سکوت يا اعتراض همراه با شعار در بين کنشگران و فعالين جنبش سبز برقرار است و کماکان در حال بررسی و مشورت برای برگزاری شايسته و ميليونی اين روز تاريخی است.

همچنين صفحه فيسبوک ۲۵ بهمن نيز با نظرسنجی در بين خوانندگان خود برای تداوم اعتراضات در خرداد پر حادثه ، روزهای ۲۳، ۲۴ و ۲۵ خرداد را پيشنهاد داده است .

در نامه زندانيان سياسی رجايی شهر آمده است: ما جمعی از زندانيان زندان رجايی شهر در اعتراض به شرايط موجود در زندان، نداشتن ملاقات حضوری، فشار روز افزون بر خانواده های خود، قطع تلفن، نبود حداقل آزادی ها در کشور و خصوصا عدم برگزاری يک انتخابات آزاد و تداوم بازداشت های غير قانونی از تاريخ ۲ خرداد تا ۲۲ خرداد را اعلام اعتصاب کرديم تا شايد صدای تظلم خواهی ما به گوش مسولان مربوطه برسد و تغييری در وضعيت موجود بدهند.

متن کامل اين بيانيه به شرح زير است:

مردم شريف ايران، همراهان جنبش سبز

ما جمعی از زندانيان زندان رجايی شهر در اعتراض به شرايط موجود در زندان، نداشتن ملاقات حضوری، فشار روز افزون بر خانواده های خود، قطع تلفن، نبود حداقل آزادی ها در کشور و خصوصا عدم برگزاری يک انتخابات آزاد و تداوم بازداشت های غير قانونی از تاريخ ۲ خرداد تا ۲۲ خرداد را اعلام اعتصاب کرديم تا شايد صدای تظلم خواهی ما به گوش مسولان مربوطه برسد و تغييری در وضعيت موجود بدهند.

اما متاسفانه آنهايی که بايد بشنوند و عمل کنند گوش ها و چشم های خود را بسته اند و چون هميشه فرياد تظلم خواهی ما را بی پاسخ گذاشتند.

اما صدای “هل من ناصر ينصرنی” را هميشه کسانی هستند که بشنوند و پاسخ دهند و شما مردم ايران همان کسان هستند که هيچ گاه ياران و همراهان خود را تنها نمی گذاريد و مارا در ادامه اين راه ياری کرديد. صدای تظلم خواهی مارا شما مردم شنيديد و درد و رنج خانواده های مارا در ک کرديد.

اينک بنا به درخواست پدرانه حضرت آيت الله بيات زنجانی ، جناب حجت الاسلام و المسلمين آقای سيد محمد خاتمی و همچنين بنا بر درخواست دوستان و همراهانمان در جبهه مشارکت ايران اسلامی ، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی ، جوانان احزاب اصلاح طلب و رسانه های سبز اعتصاب غذای خود را در روز دوشنبه ۱۶ خرداد می شکنيم.

ما اين اعتصاب غذا را به ياد شهدای راه آزادی خصوصا شهدای سبز پس از انتخابات مخدوش ۲۲ خرداد ۸۸ می شکنيم اما قسم به خون شهدايمان که لحظه ای دست از آرمان ها و خواسته های خود بر نمی داريم و تا آخر اين راه سبز و استوار ايستاده ايم.

همچنين ما از مردم شريف ايران و جوانان سبز اين سرزمين می خواهيم که رهبران و ياران خود را تنها نگذاراند و در اعتراض به حصر دو رهبر خود جناب مهندس مير حسين موسوی و شيخ مهدی کروبی و همسران سرافرازشان خانم ها زهرا رهنورد و فاطمه کروبی و همچنين در اعتراض به تمامی ظلم های رفته بر اين سرزمين خصوصا در اين دو سال اخير دعوت شورای هماهنگی راه سبز اميد را لبيک گويند و خيابان ها را از حضور خود خالی نگذارند و در ۲۲ خرداد حماسه ای ديگر بيآفرينند.

و تِلکَ الأیّامُ نُداوِلُها بَينَ النّاسِ و لِیَعلَمَ اللهُ الّذينَ آمَنوا و یَتَّخِذَ مِنکُم شُهداءَ والله لا یُحِبُّ الظّالِمينَ آل عمران، ۱۴۰

مهدی محموديان – رسول بداغی – عيسی سحرخيز – کيوان صميمی



۱۳۹۰ خرداد ۱۳, جمعه

شورای فعالان ملی - مذهبی: خواستار رسیدگی و پیگرد عوامل این جنایت هستیم



برای صیانت از حقوق ملت و پایان دادن به دور باطل خشونت، بی‌اخلاقی، سرکوب مردم بی‌دفاع و مسالمت‌جو توسط نهادهای فراقانونی و اعمال جنایت به دست مأموران لباس شخصی، ما خواهان تشکیل دادگاهی عادلانه، علنی و با حضور هیأت منصفه، برای رسیدگی و پیگرد عوامل و آمرین این جنایت هولناک هستیم.
خبرنگاران سبز/ سیاست:
شورای فعالان ملی - مذهبی در بيانيه ای به مناسبت شهادت هاله سحابی تاکيد کرده است: رای صيانت از حقوق ملت و پايان دادن به دور باطل خشونت، بی‌اخلاقی، سرکوب مردم بی‌دفاع و مسالمت‌جو توسط نهادهای فراقانونی و اعمال جنايت به دست مأموران لباس شخصی، ما خواهان تشکيل دادگاهی عادلانه، علنی و با حضور هیأت منصفه، برای رسيدگی و پيگرد عوامل و آمرين اين جنايت هولناک هستيم.

در اين بيانيه که نسخه ای از آن در اختيار کلمه قرار گرفت، با اشاره به نحوه شهادت هاله سحابی و برگزاری مراسم تدفين مهندس سحابی آمده است: مأموران امنيتی و لباس شخصی، که هر موبايل و دوربينی را ضبط می‌کردند، با دهها دوربين، صحنه را ثبت کرده‌اند. مقامات حکومت به جای تناقض‌گويی‌های متداول که پس از اين جنايت هولناک طرح می‌کنند، اگر صداقت دارند، واقعه را آنگونه که بود، به منظر عموم بگذراند تا وجدان عمومی قضاوت کند که در اين حادثه، مأمورانشان چه کردند و بر سر هاله‌ی سحابی چه آوردند؟

متن کامل اين بيانيه به شرح زير است:
--------

به نام خدا

وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فی‏ سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْياءٌ وَ لکِنْ لا تَشْعُرُونَ (بقره/۱۵۴)

کسانی که در راه خدا کشته می‌شوند، مرده مخوانيد! آنها زنده‌اند اما شما در نمی‌يابيد.

ما همه هاله هستيم،

می‌گوييم: «به خشونت پايان دهيد و آزادی و اخلاق را برای زر و زور و تزوير قربانی نکنيد.»

هاله‌ی سحابی، عضو شورای فعالان ملی- مذهبی، در مراسم تشييع پدرش مهندس عزت‌الله سحابی، به شهادت رسيد. او مظلومانه زيست و مظلومانه به شهادت رسيد و غريبانه، در شامگاه ديشب در انباری مخروبه در تاريکی شب، جامه‌ی سفيد به تن کرد و بر دوش زنانی که «يا زهرا» می‌گفتند، در زير سايه‌ی سلاح مأموران لباس شخصی و گاردهای تا دندان مسلح، به خاک سپرده شد. او که عمری برای زندگی، صلح و مدارا شعر می‌گفت و قرآن تفسير می‌کرد. در مظلوميتی بی‌مانند، با پدر نيک‌انديش و فرزانه‌اش، همراه شد.

هاله می‌گفت: «من از خشونت تنفر دارم و مانند هر انسان ديگری از مرگ می‌ترسم، اما به تظاهرات می‌روم تا شايد به خاطر زن بودنم، مأموران رعايت حال مرا بکنند و اين جوانها را کتک نزنند و بچه‌های مردم را به کهريزک نبرند.» در تظاهرات جنبش سبز ديده شد که برای نجات پسران و دختران جوان، خودش را بر روی آنها انداخته و به مأموران التماس می‌کند که آنها را رها کنند و بجای آنها، او را ببرند.

روزی که او را به زندان بردند، می‌گفت: «حکم سنگين زندان من، برای فشار به پدرم صادر شده، من سکوت خواهم کرد تا به خانواده‌ام، فشار نياورند.» از اينرو، زمانی که روانه‌ی اوين شد با هيچ رسانه‌ای مصاحبه نکرد و حتی به بسياری از دوستانش خبر نداد، تا مبادا به مهندس سحابی تعرض کنند. در زندان برای زنان زندانی کلاس زبان فرانسه و تاريخ معاصر می‌گذاشت و بين زندانيان، به مرجع حل اختلاف و آشتی بدل شده بود.

در بيمارستان می‌گفت: «روزی که می‌خواستند به من مرخصی بدهند، مأموران می‌گفتند در صورتی به تو مر‌خصی خواهيم داد که مصاحبه نکنی و در هيچ جلسه‌ای شرکت نکنی. … من چشمی به پدر برم تخت بيمارستان داشتم و دلی با دختران زندانيم. آنها من را، مادر خودشان می‌دانند. روزی که به مرخصی می‌آمدم، دخترانم اشک می‌ريختند. کيست که نخواهد در آستانه‌ی مرگ به ملاقات پدرش برود. اما امشب که به مرخصی آمده‌ام، دخترانم در زندانند و پدرم در اغما.»


خانواده‌ی سحابی قصد داشتند که مراسم تشييع مهندس سحابی، بر اساس سنت‌ها و باورهای مذهبی برگزار شود، نمی‌خواستند تشييع جنازه را به ميتينگ سياسی بدل کنند و به همين دليل، تمامی تضييقاتی را که مأموران حکم کرده بودند، پذيرفتند. به حکم مأموران، مقرر شده بود که تابوت مهندس سحابی تا انتهای کوچه گلستان، بر دوش خانواده و دوستانش حمل شود و در خيابان صحرای ناران، مراسم نماز ميت، برگزار شود و تابوت با آمبولانس، به محل گورستان، حمل و مراسم تشييع، بدون هر گونه شعار يا سخنرانی برگزار شود. اما، بر خلاف آنچه خودشان قبلاً دستور داده بودند، مأموران لباس شخصی و اونيفورم‌پوش، بلافاصله پس از خروج تابوت از خانه، در حالی که عزاداران لااله الا الله گويان، تابوت را بر دوش خود حمل می‌کردند، به سمت عزاداران حمله آوردند، فحاشی کردند و به ضرب و شتم آنها پرداختند. عکس مهندس سحابی که در دست هاله بود، پاره کردند. يکی از عوامل لباس شخصی که توسط يک سرهنگی لباس شخصی فرماندهی می‌شدند، هاله را در برابر دوربين‌های اطلاعات و نيروی انتظامی به پهلوی هاله ضربه‌ای وارد ساخت. هاله سحابی پس از ضربه به پهلويش بر زمين افتاد. مأموران حتی فرصت ندادند که به وضعيت او رسيدگی شود. آنها عربده می‌کشيدند و فحاشی می‌کردند. آمبولانسی در محل نبود تا اقدامات اورژانس را انجام دهد؛ به ناچار، در حالی که اطرافيان، تن نيمه جان هاله را به سوی خودرو سواری می‌کشيدند و در شرايطی که نيمی از بدنش از در بيرون بود، همان مأموران لباس شخصی و مسلح، در خودرو را بر بدن نيمه‌جان او فشار می‌دادند. مأموران، ده تن از عزاداران را پس از ضرب و شتم بازداشت کردند و به پليس امنيت تهران بردند. آنها، تابوت مهندس سحابی را از دست تشييع‌کنندگان ربودند، مراسم نماز را، برخلاف موازين دين و اخلاق لغو، و جسد را توسط مأموران خودشان، به گورستان منتقل و گورستان را با مأموران مسلح خود محاصره کردند. مأموران، جسد هاله را نيز مجدداً به گروگان گرفتند و اجرای مراسم تدفين را برخلاف عرف و اخلاق مذهبی، در همان شب، به خانواده‌ی سحابی اجبار کردند. اين نخستين تدفين شبانه در گورستان لواسان بود. تغسيل و کفن در تاريکی و در سوله‌ای متروکه، بدون نور و حداقل امکانات لازم انجام شد.

مأموران امنيتی و لباس شخصی، که هر موبايل و دوربينی را ضبط می‌کردند، با دهها دوربين، صحنه را ثبت کرده‌اند. مقامات حکومت به جای تناقض‌گويی‌های متداول که پس از اين جنايت هولناک طرح می‌کنند، اگر صداقت دارند، واقعه را آنگونه که بود، به منظر عموم بگذراند تا وجدان عمومی قضاوت کند که در اين حادثه، مأمورانشان چه کردند و بر سر هاله‌ی سحابی چه آوردند؟


برای صيانت از حقوق ملت و پايان دادن به دور باطل خشونت، بی‌اخلاقی، سرکوب مردم بی‌دفاع و مسالمت‌جو توسط نهادهای فراقانونی و اعمال جنايت به دست مأموران لباس شخصی، ما خواهان تشکيل دادگاهی عادلانه، علنی و با حضور هیأت منصفه، برای رسيدگی و پيگرد عوامل و آمرين اين جنايت هولناک هستيم.

شورای فعالان ملی- مذهبی

۱۳۹۰/۳/۱۲

۱۳۹۰ خرداد ۱۲, پنجشنبه

شورای هماهنگی راه سبز امید: برای پیگیری شهادت هاله سحابی کمیته حقیقت یاب مستقل تشکیل شود

شوای هماهنگی راه سبز اميد ضمن عرض تسليت عميق به خانواده‌ی رنج‌کشيده و معظم سحابی، همفکران و ياران سحابی‌ها، و نيز يکايک مردم آزاده و حق‌طلب ايران، و با اعلام مراتب اعتراض شديد خود به جنايت جديد تماميت خواهان، خواهان تشکيل کميته‌ مستقل و قابل اعتماد حقيقت‌ياب برای پيگيری عاملان جنايت اخير، در هر سطح و مقام است
خبرنگاران سبز/سياست/بيانيه ها و مواضع: 
شورای هماهنگی راه سبز اميد به مناسبت شهادت هاله سحابی پيام تسليتی صادر کرد. اين شورا در بخشی از پيام خود آورده است: هاله سحابی شهيد جديد جنبش سبز، قربانی فرعونيت حاکم بر اقتدار گرايانی شد که هيچ حق و حقوقی برای شهروندان ايرانی قائل نيستد و ابتدايی‌ترين اصول اخلاقی و بديهی ترين سنت‌های جامعه را رعايت نمی‌کنند؛ حتی حق حضور امن در مراسم تشييع و تدفين پيکر پدر.

اين شورا مراتب اعتراض شديد خود به جنايت جديد تماميت خواهان را اعلام کرد و خواهان تشکيل کميته‌ مستقل و قابل اعتماد حقيقت‌ياب برای پيگيری عاملان جنايت اخير، در هر سطح و مقام شد.

متن اين پيام که در اختيار «کلمه» قرار گرفته به شرح زير است:

انا لله و انا اليه راجعون

آزادگان ايران در غم فقدان زنده‌ياد مهندس عزت‌الله سحابی، پير سياست‌ورزی اخلاقی و ملی سوگوار بودند که خبر شهادت مظلومانه هاله سحابی، فرزند آزاده‌ی مهندس سحابی، آنان را شوکه کرد.

هاله سحابی، کنشگر مدنی، قرآن‌پژوه، فعال برجسته‌ی حوزه زنان، عضو شورای فعالان ملی-مذهبی ايران، عضو شورای مادران صلح و ازجمله حاميان و همراهان خانواده‌های ستم‌ديده در حوادث پس از انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ بود. آن بانوی آزاده، متدين، و صلح‌جو، بی‌ترديد ازجمله شاخص‌ترين زنان مداراپيشه، خشونت ستيز و انسان دوست ايران بود که تلاش‌های اجتماعی‌اش را بی‌هيچ اجر و مزد و منت، و با وجود همه‌ی مصائب و فشارها و تهديدها، تعقيب و متحقق می‌ساخت.

اين بانوی دموکراسی‌خواه که ازجمله معترضان به نتايج انتخابات دروغين و همراهان شجاع‌دل جنبش سبز مردم ايران بود، تهديد و خشونت و حبس نه چندان اندکی را در دو سال گذشته متحمل شد.

هاله سحابی شهيد جديد جنبش سبز، قربانی فرعونيت حاکم بر اقتدار گرايانی شد که هيچ حق و حقوقی برای شهروندان ايرانی قائل نيستد و ابتدايی‌ترين اصول اخلاقی و بديهی ترين سنت‌های جامعه را رعايت نمی‌کنند؛ حتی حق حضور امن در مراسم تشييع و تدفين پيکر پدر.

اين خودکامگان که تداوم بقاء خود را بر سلاح و سرکوب و ارعاب متکی ساخته اند، دچار چنان بحران مشروعيتی شده اند که حتی از برگزاری مراسم تشييع و تدفين نيز در هراس می باشند. و از آن فراتر، تا بدان حد از افشاء حقيقت وحشت دارند که پيکر شهيدان را _با تهديد و به اجبار_ شبانه به خاک می‌سپارند. اين‌گونه است که جباران برای ادامه‌ی سلطه نامشروع خويش، هر روز شهروندی را مظلومانه قربانی می‌کنند.

شوای هماهنگی راه سبز اميد ضمن عرض تسليت عميق به خانواده‌ی رنج‌کشيده و معظم سحابی، همفکران و ياران سحابی‌ها، و نيز يکايک مردم آزاده و حق‌طلب ايران، و با اعلام مراتب اعتراض شديد خود به جنايت جديد تماميت خواهان، خواهان تشکيل کميته‌ مستقل و قابل اعتماد حقيقت‌ياب برای پيگيری عاملان جنايت اخير، در هر سطح و مقام است. اقتدارگرايان حاکم با کوبيدن بر طبل خشونت و پراکندن تخم نفرت و کينه، بر تنور آتشی می‌دمند که در پايان، نه از تاک نشانی بجای خواهد گذاشت و نه از تاک‌نشان.

و سيعلم الذين ظلموا ای منقلب ينقلبون

شورای هماهنگی راه سبز اميد


۱۳۹۰ خرداد ۱۰, سه‌شنبه

مجمع روحانیون مبارز خواستار آزادی زندانیان سیاسی و «رفع حصر» موسوی و کروبی شد

نگاه به آينده ، آزادی زندانيان و به خصوص رفع حصرازآقايان موسوی و کروبی ياران خدمتگذار امام،نظام و ملت گامی بزرگ در جهت ايجاد فضای سياسی ای خواهد بود که کشور و ملت در اين لحظه حساس به آن نياز بيش از پيش دارد.
خبرنگاران سبز/ سیاست/بیانیه ها و مواضع:
مجمع روحانيون مبارز، که رياست شورای مرکزی آن را محمد خاتمی بر عهده دارد، خواستار آزادی زندانيان سياسی و «رفع حصر» ميرحسين موسوی و مهدی کروبی شده است.

مجمع روحانيون مبارز با اعلام حمايت و پشتيبانی از مواضع مدبرانه ، دلسوزانه و راهگشای سيد محمد خاتمی برای تلطيف فضای سياسی کشور تاکيد کرد: آزادی زندانيان و به خصوص رفع حصر ازآقايان موسوی و کروبی ياران خدمتگذار امام،نظام و ملت گامی بزرگ در جهت ايجاد فضای سياسی ای خواهد بود که کشور و ملت در اين لحظه حساس به آن نياز بيش از پيش دارد.

به گزارش روابط عمومی مجمع روحانيون مبارز شورای مرکزی مجمع عصر يکشنبه به رياست حجت الاسلام و المسلمين سيد محمد خاتمی تشکيل جلسه داد.

در اين جلسه با گرامی داشت ياد و خاطره امام (ره) تاکيد شد: در آستانه سالروز رحلت آن بزرگوار اهتمام به رهنمودهای آن عزيز چه در وصيت نامه و چه در مواضع گوناگون ايشان در جريان هدايت انقلاب و جمهوری اسلامی را به خصوص در اين موقعيت حساس امری مهم و رسالتی بزرگ برای همه گروهها ، جريانها و افرادی که انقلاب را پاس داشته و راه امام را روشن به سوی بهروزی و سعادت ملت و کشور می دانند، می دانيم.

شورای مرکزی مجمع روحانيون مبارز با تاکيد بر اينکه حضرت امام بر وحدت به عنوان رمز پيروزی انقلاب تاکيد فراوان داشتند تصريح کرد:وحدت در صورتی ميسر است که همه گروهها ، نهادها و شخصيت ها و آحاد ملت با سلايق گوناگون در عرصه کشور داشته باشند و نظام و جامعه از توان و شايستگی های همه آنها بهره بگيرند.

اين شورا با بررسی رويدادها و تحولات منطقه و قيامهای مردمی خاطر نشان ساخت:اينک که درمنطقه شاهد خيزش عظيم به سوی آزادی و حاکميت بر سرنوشت و مبارزه با ديکتاتوری و وابستگی هستيم به جاست که دست آورد بزرگ انقلاب را که در آزادی و استقلال و جمهوری اسلامی تجلی داشته ، پاس داريم.

مجمع روحانيون در ادامه تصريح کرد :انتظار می رود که به مناسبت سالروز رحلت امام و ياد آن عزيز شاهد تلطيف فضای جامعه و گذر به وضعيت سياسی سالم و امن که همگان بتوانند در چارچوب قانون اساسی حضور فعال داشته باشند ،باشيم.

بخش ديگری از تاکيد شورای مرکزی اين تشکل قدرتمند روحانيون به آزادی زندانيان حوادث پس از انتخابات اشاره دارد . در اين خصوص تاکيد شده است:نگاه به آينده ، آزادی زندانيان و به خصوص رفع حصرازآقايان موسوی و کروبی ياران خدمتگذار امام،نظام و ملت گامی بزرگ در جهت ايجاد فضای سياسی ای خواهد بود که کشور و ملت در اين لحظه حساس به آن نياز بيش از پيش دارد.

مجمع روحانيون همچنين ضمن اعلام حمايت و پشتيبانی از مواضع و پيشنهادات مدبرانه ، دلسوزانه و راهگشای اخير حجت الاسلام و المسلمين سيد محمد خاتمی ،تاکيد کرد که اين پيشنهادات را راهکاری مناسب برای تلطيف فضای سياسی و همکاری عمومی در جهت پيشرفت و سعادت کشور و مردم و پويايی انقلاب اسلامی می داند.

پيشتر نيز محمد خاتمی، که رياست شورای مرکزی مجمع روحانيون مبارز را برعهده دارد، خواستار آزادی بازداشت‌شدگان رويدادهای پس از انتخابات به ويژه زنان زندانی شده بود.

پیام تسلیت آیت الله بیات زنجانی در پی درگذشت مهندس سحابی

اينجانب همواره خوی آزاده و منش بلند آن بزرگوار را با وجود برخی تفاوت های فکری و سياسی ستوده‌ام و درگذشت ايشان را ضايعه‌ای در اخلاق سياسی و انديشۀ آزادی‌خواهانۀ اين کشور می‌دانم و معتقدم که بی‌ترديد، هر انديشمند منصفی واقف و گويای حق ايشان بر انقلاب و استقرار نظام جمهوری اسلامی است.
خبرنگاران سبز/جامعه/بیانیه و مواضع:
وب سايت آيت الله بيات زنجانی از مراجع منتقد حکومت، متن پيام آيت الله زنجانی را منتشر کرده است:  به گزارش اين سايت  متن پيام بدين شرح است :

شنيدن خبر درگذشت مبارز راستين راه حقيقت و آزادی جناب آقای مهندس عزت الله سحابی(رحمة الله عليه) موجب تأثر و تأسف اينجانب شد.

اينجانب همواره خوی آزاده و منش بلند آن بزرگوار را با وجود برخی تفاوت های فکری و سياسی ستوده‌ام و درگذشت ايشان را ضايعه‌ای در اخلاق سياسی و انديشۀ آزادی‌خواهانۀ اين کشور می‌دانم و معتقدم که بی‌ترديد، هر انديشمند منصفی واقف و گويای حق ايشان بر انقلاب و استقرار نظام جمهوری اسلامی است.
ضمن ادای احترام و گراميداشت نام و ياد مرحوم دکتر يدالله سحابی(رحمة الله عليه) و طلب غفران و آمرزش الهی برای هر دو عزيز، از درگاه پروردگار برای بازماندگان بالاخص همسر و صبیۀ زجر کشيده ايشان، صبر و اجر مسألت دارم.

اسدالله بيات زنجانی
قم المقدسة
دهم خرداد ماه ۱۳۹۰


 

بیانیه شورای فعالان ملی-مذهبی: زین پس ما همه سحابی هستیم

خبرنگاران سبز/ بیانیه‌ها: 

شورای فعالان ملی - مذهبی، بمناسبت درگذشت مهندس عزت الله سحابی بيانيه ای صادر نمود.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
به نام خدا

ما برای خداييم و به سويش روانه

مهندس عزت‌الله سحابی، با دلی آکنده از عشق به ايران و مردم ايران، به ابديت پيوست. مهندس سحابی نماد شصت سال مبارزه و کوشش بی‌وقفه برای آزادی، دمکراسی، عدالت و پيشرفت ايران، با جنبش مليت‌خواهی ايرانی در دهه‌ی بيست، پای در عرصه‌ی عمومی نهاد و تا آخرين لحظه، جايگاه خود را در صف جنبش دمکراسی‌خواهی نوين ملت ايران، پاس داشت. او ايران را برای همه‌ی مردم ايران می‌خواست و برای اين آرزو، سالها زندان و شکنجه را بر تن خويش هموار کرد. او در آخرين ساعات هشياری می‌گفت: « زندگی مردم سخت شده است. خدا می‌داند که من چقدر برای ايران نگرانم! من دارم می‌ميرم و کاری برای ايران نکردم.»

عزت‌الله سحابی، همچون پدر انديشمندش، سياست را با اخلاق و بويژه رويکرد عدم خشونت، پيوند زد. او در دهه‌ی هفتاد، هنگامی که نشريه‌ی ايران فردا و ائتلاف نيروهای ملی- مذهبی را پايه‌گذاری می‌کرد، بر اين باور بود که با تمام نيروهايی که دغدغه‌ی پيشرفت کشور را دارند، آماده‌ی گفتگو و همکاری است. او در تمام سالهای زندگی، مصالح ملی را بر مصالح فردی و گروهی ترجيح داد. نقدها را شنيد و رنجها برد و همچنان اميدوارانه و شکيبا پايداری کرد. تا آنگاه که دلسوخته، رنج دختران و زنان زندانی را در ماههای اخير ديد و چنين نوشت: « ای خدای بزرگ، ای تغيير دهنده قلبها و فکرها، يا حال و روز ما را دگرگون کن يا مرگ مرا برسان»

هويت ايران، برآيند زندگی و آرزوهای مشترک همه‌ی مردم ايران و بويژه دستاورد کوشش‌ها و رنج‌های فرزندان راستينش همچون سحابی‌هاست. زين پس ما همه سحابی هستيم.
شورای فعالان ملی- مذهبی
۱۰/۳/۱۳۹۰

۱۳۹۰ خرداد ۸, یکشنبه

بیانیه راه سبز امید به مناسبت خرداد ماه : ۲۵ خرداد، اوج شکوفایی مدنیت و عقلانیت در ایرانیان بود

خرداد، ماه سرنوشت‌ساز ایرانیان است و اینک ما با جنبش سبز متولد خرداد روبرو هستیم که در جان و دل ایرانیان خانه کرده است و سبب شده تا هر آنکس که خود را ایرانی می‌داند و در سر‌ سودای آبادانی میهن و در دل عشق به وطن دارد، در دل این جنبش همگانی جایگاهی برای خود بیابد تا علیرغم همة تفاوت دیدگاهها و سلیقه‌ها، خود را در کنار همه هموطنان خود و نه در برابر آنها بیابد و حتی به آنها که در حق او و شهروندان دیگر ظلم روا داشته‌اند نه به دیدة انتقام و کینه، بلکه از روی دلسوزی و اصلاح بنگرد
خبرنگاران سبز/جامعه/ راه سبز امید/بیانیه ها و مواضع:
شورای هماهنگی راه سبز اميد با صدور بيانيه ای به مناسبت خرداد ماه، خرداد را ماه سرنوشت ساز ناميده و اعلام کرده است که طی روزهای آينده، برنامه های بزرگداشت روزهای سبز سال ۸۸ را به اطلاع غيورزنان و غيورمردان اين مرز و بوم خواهند رساند.

در بيانيه شورای هماهنگی راه سبز اميد، ضمن مروری کوتاه بر روزهای سرنوشت ساز خرداد از پانزدهم خرداد گرفته تا سوم و دوم خرداد، آمده است:«آری خرداد، ماه سرنوشت‌ساز ايرانيان است و اينک ما با جنبش سبز متولد خرداد روبرو هستيم که در جان و دل ايرانيان خانه کرده است و سبب شده تا هر آنکس که خود را ايرانی می‌داند و در سر‌ سودای آبادانی ميهن و در دل عشق به وطن دارد، در دل اين جنبش همگانی جايگاهی برای خود بيابد تا عليرغم همه تفاوت ديدگاهها و سليقه‌ها، خود را در کنار همه هموطنان خود و نه در برابر آنها بيابد و حتی به آنها که در حق او و شهروندان ديگر ظلم روا داشته‌اند نه به ديده انتقام و کينه، بلکه از روی دلسوزی و اصلاح بنگرد.»

اين شورا همچنين وعده داده است که طی روزهای آينده، برنامه های بزرگداشت روزهای سبز سال ۸۸ را به اطلاع غيورزنان و غيورمردان اين مرز و بوم خواهد رساند.

متن بيانيه شورای راه سبز اميد به مناسبت خردادماه، به شرح زير است:

بسم الله الرحمن الرحيم

ان الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم الملئکه ان لا تخافوا و لاتحزنوا و ابشروا بالجنه التی کنتم توعدون

خرداد ماه سرنوشت‌ساز ايران و ايرانيان بار ديگر از راه رسيده و موجی از اميد را با خود برای همه جويندگان حق و آزادی به ارمغان ‌آورده است.

پانزدهم خرداد که سرآغاز شکل‌گيری جنبش آزاديخواهی مسلمانان ايرانی در برابر يکی از خشن‌ترين ديکتاتوريهای قرن بيستم بود که سرانجام به بار می‌نشست و سلطان مغرور و مستبد را که به هيچ ندای اصلاح‌طلبی گوش فرا نداد به سرنوشت دردناکی دچار کرد.

سوم خرداد نيز در امتداد انقلاب اسلامی، عبرت‌آموز يکی ديگر از ديکتاتوری‌های قرن شد و صدام حسين را که گمان می‌برد بی هيچ زحمتی خاک ايران را اشغال و مردم کم‌سلاح اما با ايمان ايران را به تسليم وا می دارد، به سرنوشتی بدتر از شاه دچار کرد.

دوم خرداد، طليعه اصلاح در انقلابی بود که به قيمت جان هزاران انسان توانسته بود بر استبداد داخلی و سلطه‌طلبی خارجی پيروز شود اما اينک خود در مسيری انحرافی به تدريج از آرمانهای اصيل انقلاب که مبتنی بر اسلام رحمانی، اخلاق محمدی، آزادی و مردم‌سالاری بود فاصله می‌گرفت.

و سرانجام ۲۵ خرداد که اوج شکوفايی مدنيت و عقلانيت در ايرانيان بود که اين بار عليه دروغ و فساد و تحجر و فريب به ميدان آمدند و صحنه‌هايی آفريدند که در تاريخ انقلاب اسلامی بی‌سابقه بود و سرمشقی شد برای همه جنبشهای دموکراسی‌خواه منطقه.

آری خرداد، ماه سرنوشت‌ساز ايرانيان است و اينک ما با جنبش سبز متولد خرداد روبرو هستيم که در جان و دل ايرانيان خانه کرده است و سبب شده تا هر آنکس که خود را ايرانی می‌داند و در سر‌ سودای آبادانی ميهن و در دل عشق به وطن دارد، در دل اين جنبش همگانی جايگاهی برای خود بيابد تا عليرغم همة تفاوت ديدگاهها و سليقه‌ها، خود را در کنار همه هموطنان خود و نه در برابر آنها بيابد و حتی به آنها که در حق او و شهروندان ديگر ظلم روا داشته‌اند نه به ديدة انتقام و کينه، بلکه از روی دلسوزی و اصلاح بنگرد.

اينک جنبش سبز نه يک حرکت برآمده‌ از انتخابات به سرقت رفته ملت، بلکه يک خيزش بزرگ به سوی آرمانهای والائی است که يک قرن ملت ما برای آن مبارزه کرده. اينک جنبش نه يک حرکت سياسی صرف، بلکه متن زندگی مردم ما را تشکيل داده و با زندگی روزمره ايرانيان عجين شده است. جنبش سبز يعنی دروغ ممنوع، جنبش سبز يعنی ما همه با هم هستيم، جنبش سبز يعنی خردورزی و عقلانيت، جنبش سبز يعنی مبارزه با تحجر و رمّالی و جن‌گيری، جنبش سبز يعنی دفاع از حق ديگران، يعنی حاکميت قانون، يعنی برابری همه در برابر قانون، يعنی قانون فراتر از همه و در يک کلمه، جنبش سبز يعنی زندگی، يعنی دوست داشتن ايران و ايرانی و يعنی اميد به روزهای روشن آينده.

بسيار جای تأسف دارد که عده‌ای که گويا قدرت چشم آنها را بسته، توان ديدن اينهمه زيبائی و نورانيت را ندارند و به جای قدردانی از چنين ملتی، فرزندان ملت را در خيابانها سرکوب می‌کند و بسياری از فرهيختگان را به جرم انديشيدن و تفکر و به گناه گفتن و نوشتن به زندان می ‌اندازد و جمع کثيری از دانشمندان و انديشمندان را به جرم مطيع نبودن از دانشگاه‌ها و مراکز علمی اخراج می‌کند و در کنار اين‌ها، ميلياردها دلار سرمايه ملی را به فنا می‌دهد و در برابر هيچ‌کس پاسخگو نيستند.

نتيجه چنين رفتاری جز ورشکستگی اقتصادی، جز انزوای جهانی، جز رسوخ فساد در بالاترين لايه‌های حکومت و سرانجام جز فروپاشی ارکان قدرت ملی، چه خواهد بود؟

جنبش سبز از اين آينده هولناک نگران است و مايل است تا به هر نحو ممکن حاکميت را متوجه عواقب خطرناک تداوم چنين شيوه‌های کشورداری کند و در اين راه همه ابزارها و راه های قانونی و مسالمت‌آميز را تجربه خواهد کرد.

اگر جنبش سبز از حضور مردم در راهپيمائی‌ها حمايت می‌کند به خاطر آن است که قانون چنين حقی را برای شهروندان به رسميت شناخته است و در عين حال از همی راههای گفتگو و تعامل با همه افراد حتی درون حاکميت بر مبنای حقوق اساسی و آزادی های قانونی و شهروندی استقبال می‌کند.

جنبش سبز خواهان آن است که همه کسانی که مسئوليت دارند، بسته به ميزان قدرتی که قانون در اختيار آنها گذاشته، به همه مراجع پيش‌بينی شده در قانون، و مهمتر از آن به افکار عمومی، پاسخگو باشند.

جنبش سبز هيچکس را فراتر از قانون نمی‌داند و بر اين اعتقاد است که بايد باب انتقاد از همه مسئولان باز باشد.

جنبش سبز حاکميت نظاميان و نيروهای امنيتی و بسته شدن فضای پرنشاط سياسی، تعطيلی نهادهای مدنی و رسانه‌های مستقل و حاکم شدن فضای پليسی را در مغايرت کامل با آرمانهای انقلاب می‌داند و وظيفه خود می‌داند به هر نحو ممکن با آگاهی‌بخشی، مردم را به نفی اين روندهای ديکتاتوری دعوت کند.

جنبش سبز اداره کشور به دست انسانهای ناآگاه و غيرمتخصص را که تنها هنر آنها بله قربان‌گويی واطاعت محض و تملق است خيانت به آرمانهای انقلاب می‌داند و وظيفه خود می‌داند تا همه صاحب‌نظران را به نقد چنين حاکميتی فراخواند.

جنبش سبز تشنج‌آفرينی در سطح بين‌المللی را که منجر به انزوای بی سابقه ايران شده و از اين راه ملت ايران را متحمل هزينه‌های بسيار سنگين کرده است برخلاف منافع ملی می‌داند و از همه امکانات خود برای توقف اين سياستهای خانمان‌سوز و ايران بر بادده استفاده خواهد کرد و از همه ملتها و دولتهای جهان درخواست می‌کند که بهای نادانی و ناتوانی بخشی از حاکميت ايران را به هزينه تمام ملت ايران تبديل نکنند و بيش از اين ملت ما را به رنج و گرفتاری مقيد نکنند.

جنبش سبز ضمن حمايت از همه ملتهای منطقه که برای آزادی و دموکراسی قيام کرده‌اند بخصوص از مردم ليبی، سوريه، بحرين و يمن که اين روزها در زير فشار طاقت‌فرسای ديکتاتوری حاکم بر اين کشور، شرايط بسيار سختی را تجربه می‌کنند، برخورد دو گانه حاکميت اقتدارگرا را با جنبش های منطقه و سکوت تأييد آميز در قبال سرکوب ملت آگاه سوريه را مايه ننگ انقلاب و نظام و کشور می داند.

برنامه هميشگی جنبش سبز تلاش برای نيل به دموکراسی و عدالت و پيشرفت در کنار حاکميت اخلاق و معنويت است و می‌داند که پيمودن اين راه سخت نيازمند همت والا و تلاش خستگی‌ناپذير و صدالبته، پرداختن هزينه‌هائی چه بسا سنگين است. هزينه‌هائی که بخشی از آن را فرزندان غيور اين مرزوبوم که در زندانها به‌سر می‌برند پرداخته‌اند و در رأس همه بايد از دو يار هميشگی ملت، رهبران سرافراز جنبش سبز، جناب مهندس موسوی و جناب حجت‌الاسلام والمسلمين کروبی ياد کرد که اينک در حبس خانگی غيرقانونی، از بديهی‌ترين حقوق خود محروم هستند.

جنبش سبز وظيفه خود می‌داند در اولين گام تمام همت خود را مصروف آزادی همه زندانيان سياسی و بخصوص رفع حصر ظالمانه رهبران جنبش سبز کند و در اين راه به حمايت قاطبه ملت ايران مستظهر است و اميد آن دارد که مردم و بخصوص جوانان عزيز، با حمايت از برنامه‌های اعلام شده پويايی و نشاط جنبش سبز را به نمايش بگذارند و ثابت کنند که حتی در غياب رهبران جنبش سبز، اين حرکت بی‌ هيچ وقفه‌ای مسير خود را ادامه خواهد داد. اگر روزی هر شهروند يک ستاد و روزی ديگر هر شهروند يک رسانه بوده، امروز روزی است که بگوئيم هر شهروند يک رهبر است. ما در انتظار روزهای بهتر هستيم.

اما خرداد در خود خاطره‌ای تلخ نيز دارد.

چهاردهم خرداد رحلت معمار بزرگ انقلاب اسلامی است که با رفتن خود علاوه بر آن‌که ميليونها انسان را داغدار کرد، موجب تأسف عميق کسانی شد که انتظار داشتند پس از فراغت از بحرانهای جنگ و ناآرامی های انقلاب و خلاصی از موج توطئه‌های داخلی و خارجی، افقهای جديدی از مردمسالاری را در جمهوری اسلامی بگشايد و آنچه را که در طول حيات پربار خود بروز داده بود بتواند برای هميشه باب تحجر و استبداد را درون جمهوری اسلامی ببندد و آنچنان که خود وعده کرده بود، همه را به قانون بازگرداند.

اما دريغا که تقدير الهی چنين نبود و اين آرزو بر دلها ماند که به صورت واقعی و بازگشت‌ناپذير، آزادی، ديانت، عدالت و پيشرفت را در کنار هم تجربه کنند هر چند نسلی که در انقلاب پرورده شدند مصمم بوده و هستند که نگذارند اين راه روشن و پاک به بن‌بست کشيده شود.

جنبش سبز اما، راه اميد دوباره ای گشوده است و با صبر و استقامت يکايک شهروندان آگاه و مصمم، که در استقامت ستودنی رهبران در بند آن تبلور يافته، با گام هايی استوار پيش خواهد رفت و با استعانت از الطاف بيکران الهی، نخواهد گذاشت که ايران ويران شود. طی روزهای آينده، برنامه های بزرگداشت روزهای سبز سال ۸۸ را به اطلاع شما غيورزنان و غيورمردان اين مرز و بوم خواهيم رساند.

شورای هماهنگی راه سبز اميد

۱۳۹۰ خرداد ۶, جمعه

درخواست جوانان اصلاح طلب برای پایان اعتصاب غذای زندانیان رجایی شهر

از شما می خواهيم که بخاطر ايران، به خاطر فرزندان و همسران و خانواده هايتان به اعتصاب غذايتان پايان دهيد . ما وظيفه خود ميدانيم تا واداشتن حاکميت به برآوردن حداقلی از حقوق انسانی شما پژواک صدای دردمند و زخمی تان باشيم و برای رسيدن به مطالبات برحقتان از راهی ديگر که آسيب های جبران ناپذير بر جان پرارزش شما وارد نکند ادامه دهيم.
خبرنگاران سبز/جامعه/بیانیه ها و مواضع:
جوانان احزاب اصلاح طلب که روز دوم خرداد در نامه ای به ميرحسين موسوی با آرمان های وی به عنوان رهبر جنبش سبز بيعت و همراهی مجدد خود با حاميان جنبش سبز را اعلام کرده بودند، با صدور پيامی خواستار پايان اعتصاب غذای زندانيان سياسی زندان رجايی شهر کرج شدند.

به گزارش کلمه، اين درخواست در حالی منتشر می شود که زندانيان سياسی رجايی شهر از ابتدای ارديبهشت ماه اعتصاب غذای متناوب خود را آغاز کرده بودند و از روز دوم خرداد دست به اعتصاب غذای سراسری زدند.

بنابراين گزارش مهدی محموديان،عيسی سحر خيز، رسول بداقی و کيوان صميمی از جمله زندانيان شرکت کننده در اين اعتصاب هستند.آنها مسايلی چون فشار روزافزون بر خانواده های زندانيان سياسی و قطع تلفن ها را از دلايل اعتصاب خود عنوان کرده و هدف آن را همبستگی مردم با اين اعتصاب ها دانسته اند.

جوانان احزاب اصلاح طلب در بخشی از پيام خود برای پايان دادن به اين اعتصاب غذا آورده اند:ما و شما نيک می دانيم مدتهاست انسانيت، اخلاق و دين در بين اين جماعت مرده است و از آسيب جسمی و روحی شما عزيزان باکی ندارند و چه بسا خوشايند آنان باشد.

متن کامل اين پيام به شرح زير است:

براداران عزيز در بندمان در زندان رجايی شهر

ما پيام شما عزيزان دربندمان را شنيده ايم، روی آوردن به اعتصاب غذا به عنوان راهی برای رساندن يک پيغام بدون ترديد نشان از ددمنشانه ترين شرايطی دارد که يک انسان می تواند در آن گرفتار شود. اکنون پيغام شما شنيده است. ما از شما می خواهيم که به اعتصاب غذايتان پايان دهيد و بيش از اين به وجود پاکتان و خانواده های دلنگرانتان آسيب نرسانيد، ما و شما نيک می دانيم مدتهاست انسانيت، اخلاق و دين در بين اين جماعت مرده است و از آسيب جسمی و روحی شما عزيزان باکی ندارند و چه بسا خوشايند آنان باشد. که اين خوی آنهاست و نيمه جان شدن شما را خوشتر می دارند از توانتان برای ايستادگی و استقامت.

ما از شما می خواهيم که بخاطر ايران، به خاطر فرزندان و همسران و خانواده هايتان به اعتصاب غذايتان پايان دهيد . ما وظيفه خود ميدانيم تا واداشتن حاکميت به برآوردن حداقلی از حقوق انسانی شما پژواک صدای دردمند و زخمی تان باشيم و برای رسيدن به مطالبات برحقتان از راهی ديگر که آسيب های جبران ناپذير بر جان پرارزش شما وارد نکند ادامه دهيم.

جوانان احزاب اصلاح طلب

۵ خرداد ۱۳۹۰
 

۱۳۹۰ خرداد ۱, یکشنبه

بیانیه جوانان احزاب اصلاح طلب : با آزادی رهبران سبزمان، فضایی برای بخشش ظلم هایی که در حق مردم نثار شده فراهم آورید

در نخستين گام رهبران سبزمان ميرحسين موسوی، زهرا رهنورد، مهدی کروبی و همه زندانيان سياسی را آزاد کنيد، در اين صورت شايد نخستين گام در جهت ايجاد اعتماد و باور به وجود اراده ای در حاکميت برای به رسميت شناختن حق مردم و بازگرداندن قدرت به صاحبان اصلی آن يعنی مردم بوجود بيايد و فضايی برای بخشش ظلم هايی که در حق مردم شده و شهيدانی که نثار کرده اند و لطمه های روحی و جسمی و عاطفی که به زندگی مردم وارد آمده است بوجود آيد.
خبرنگاران سبز/جامعه/بیانیه ها و مواضع:
در آستانه دوم خرداد، جمعی از جوانان اصلاح‌طلب در ديداری صميمانه با سيد محمد خاتمی به طرح ديدگاه‌های خود پرداختند. جوانان احزاب اصلاح طلب پس از اين ديدار بيانيه ای به مناسبت فرا رسيدن دوم خرداد منتشر کرده اند. در گوشه ای از اين بيانيه آمده است «ما جوانان احزاب اصلاح طلب دوم خرداد را به عنوان يکی از نقطه های پرفروغ تاريخ ايستادگی مردم ايران پاس می داريم و همچنين سوم خرداد حماسه حضور و ايثار مردم در دفاع از خاک پاک کشور و در دفاع از استقلال و امنيت کشور را پاس می داريم و اين دو حماسه حضور را تبريک می گوييم.»

متن کامل اين بيانيه که در اختيار ندای سبز آزادی قرار گرفته است به شرح ذيل است:

به نام خداوند بخشنده مهربان

پيروزی ما آن چيزی نيست که در آن کسی شکست بخورد. همه بايد با هم کامياب شويم، اگرچه برخی مژده اين کاميابی را ديرتر درک کنند

ميرحسين موسوی

امروز دوم خرداد ۱۳۹۰ است.  ۱۴ سال می گذرد از يکی از نقطه های درخشان حضور مردم برای تعيين سرنوشتشان، يکی از نقطه های درخشا ن تاربخ  که در آن مردم باور کردند می توانند در کنار هم برای تغيير بايستند، باور کردند که می توانند برای ساختن جامعه ای که در آن انسان کرامت دارد، حق دارد، احترام دارد، اختيار دارد و آزادی و استقلال دارد، بايستند. ۱۴ سال گذشت از آن روزی که خاتمی عزيز به يادمان آورد که دوباره برای خواست تاريخيمان بپا خيزيم و در کنار آن شعار زنده باد مخالف من را  مکرر به گوشمان خواند. ما دوباره تصميم گرفتيم که برای تحقق خواسته هايمان صندوق های رای را انتخاب کنيم.

همچنين ۱۴ سال می گذرد از آن روزهايی که ما بار ديگر اشتباه تاريخيمان را تکرار کرديم، ما قدرت را بدست منتخبين خود سپرديم و به خانه هايمان برگشتيم، ما منتخبين خود را صاحبان قدرت و صاحبان بهترين تشخيص ها دانستيم و به خانه هايمان رفتيم و دوباره تماشاچيانی شديم که منتخبانمان را بازيگر عرصه سياست و فرهنگ و اقتصاد و.... می دانستيم و تنها به تشويق و توبيخ آنها پرداختيم، هرگز احساس نکرديم که ما نيز می توانيم بازيگران اين عرصه باشيم، احساس نکرديم که ما نيز بايد به ميدان برويم و در کنار نمايندگانمان مطالباتمان را طلب کنيم، و به تدريج فاصله بين ما و نمايندگانمان بيشتر شد، و حرف هم را کمتر شنيديم و بيشتر قضاوت کرديم. و فاصله ها بيشتر و بيشتر و تحمل مخالف کمتر و کمتر شد.

در انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ بار ديگر با همه وجود اين ضرورت را دريافتيم که بايد بياييم و بايستيم بر همان عهد ديرينمان، بار ديگر احساس کرديم که کرامتمان در دست آنان که حرمتی برای انسانيت و اخلاق و آزادی قائل نيستند پايمال می شود. بار ديگر احساس کرديم سرمايه های معنوی و مادی و انسانی کشورمان در مسير نابودی و فنا قرار گرفته است. بار ديگر برخواستيم و اين بار ياد گرفته بوديم که بايد خودمان بازی گر باشيم و بايستيم و حقمان را مطالبه کنيم؛ ياد گرفته بوديم که قهرمان نمی خواهيم و هر کداممان می تواينم در قامت يک رهبر و يک قهرمان برای رسيدن به آرمانمان بايستيم ، ياد گرفته بوديم که بايد همديگر را بيشتر و بهتر تحمل کنيم.

ما معتقديم که انسان ها فارق از قوميت و مذهب و عقيده و جايگاه اجتماعی حقوق پايه ای و  برابر دارند و با هيچ بهانه و تو جيهی نمی توان آن را نقض کرد. ما همچنان پايفشاری می کنيم که تعيين سرنوشت عمومی، حق تک تک افراد است و يکی از راه های تحقق اين خواسته انتخابات آزاد و رقابتی است. ما همچنان معتقديم که شهروندان در انتخاب سبک زندگيشان آزادند و حکومت مجاز به دخالت در آن نيست. ما همچنان معتقديم که مردم ايران شايستگی و امکان زندگی مرفه، عادلانه و شرافتنمد را دارند و با همين امکانات فعلی می توان به اين خواسته ها رسيد. ما همچنان معتقديم که حرکت برای تغيير يک حرکت پيوسته و در ادامه حرکت های صد و پنجاه سال گذشته همچون مشروطه، نهضت ملی شدن صنعت نفت و ۱۵ خرداد ۱۳۴۲است.

ما راه رسيدن به اين خواسته ها را روش های مدنی و حرکت های مسالمت آميز و خالی از خشونت می دانيم، ما راه رسيدن به اين خواسته ها را بالا بردن سطح آگاهی جامعه می دانيم تاهمه با هم برای رسيدن به حقوقمان تلاش کنيم، و برای همين هست که ما هنوز اصلاح طلبيم. ما اصلاح طلبيم چرا که ما به دنبال آينده ای هستيم که در آن همان کسی که  خواهر و برادرمان را در خيابان ها
کتک زده است، سعادتمندتر، معنوی تر، سالم تر و زيباتر از امروز زندگی کند.

آری ما همچنان اصلاح طلبيم، منش ما منش اصلاح طلبانه است نه از اين رو که ظرفيت اصلاح پذيری را بالا می دانيم که برعکس هر روز اقتدار گرايان درهای پيش روی اصلاحات را بيشتر و بيشتر می بندد، ما از اين رو اصلاح طلبيم که  باور داريم که منش اصلا ح طلبی ما آگاهی را بالا می برد، و آگاهی جمعی ما و خرد جمعی ما بی شک راه گشودن درهای بسته ی مقابل خواسته هايمان را خواهد يافت . ما با  صبر و استقامت و اميد به اين راه ادامه می دهيم.

ملت بزرگوار ايران در دوره های مختلف نشان داده است که برای رسيدن به آزادی و کرامت و عزت حاضر به گذشت است. اين بار نيز ملت می تواند بخاطر رسيدن به مطالبات برحقش ظلم هايی که بر او رفته است را ببخشد، هرچند که اين ظلم ها را فراموش نخواهد کرد، همانگونه که مادر سهراب اعرابی بزرگمنشانه اعلام کرد که از خون فرزند شهيدش می گذرد اگر که زندانيان سياسی آزاد شوند، چرا که فرزندان ايران به زندان افتادند و به شهادت رسيدند و آسيب های جبران ناپذير ديده اند تنها برای کرامت انسانی و رسيدن به مطالبات بر حقشان.

در همين راستا ما با وجود اينکه در طول اين دو سال هيچ حرکت مثبتی در جهت برون رفت از اين فضای اختناق از مجموعه حاکميت نديده ايم، اما باز از اين مجموعه می خواهيم که برای ايجاد اعتماد و باور در دل های مردم خرداد را سرآغازی برای تغيير و اصلاح کشور قرار دهيد. برای اين کار در نخستين گام رهبران سبزمان ميرحسين موسوی، زهرا رهنورد، مهدی کروبی و همه زندانيان سياسی را آزاد کنيد، در اين صورت شايد نخستين گام در جهت ايجاد اعتماد و باور به وجود اراده ای در حاکميت برای به رسميت شناختن حق مردم و بازگرداندن قدرت به صاحبان اصلی آن يعنی مردم بوجود بيايد و فضايی برای بخشش ظلم هايی که در حق مردم شده و شهيدانی که نثار کرده اند و لطمه های روحی و جسمی و عاطفی که به زندگی مردم وارد آمده است بوجود آيد.
ما جوانان احزاب اصلاح طلب دوم خرداد را به عنوان يکی از نقطه های پرفروغ تاريخ ايستادگی مردم ايران پاس می داريم و همچنين سوم خرداد حماسه حضور و ايثار مردم در دفاع از خاک پاک کشور و در دفاع از استقلال و امنيت کشور را پاس می داريم و اين دو حماسه حضور را تبريک می گوييم.

جوانان احزاب اصلاح طلب
دوم خرداد ۱۳۹۰      

بیانیه صد و بیست تن از مدرسین و روحانیون حوزه علمیه در حمایت از موسوی و کروبی

جمعي از فضلا، روحانيون و مدرسين حوزه علميه قم در آستانه يكصدمين روز حصر غير قانوني آقايان كروبي و موسوی با صدور بیانیه ای تاکید کرده اند: حبس موسوی و کروبی را به صلاح اسلام، امنيت و ثبات نظام نمي دانيم. بديهي است تشديد برخوردهای قهری و امنيتي با معترضان و منتقدان و دامن زدن به فضای التهاب و اتهام و توهين از طریق رسانه ها و فضاهای عمومی کشور، نتیجه اي جز افزایش تندروی ها و تحریک به ساختارشکنی هایی که خواست بد خواهان است، در پی نخواهد داشت.
خبرنگاران سبز/سیاست:
 در اين بيانيه آمده است: خرداد ماه تداعی گر غم ها، شادی ها، پيروزی ها و اميد های معنی دار و  پر صلابت ملت ماست. نگرانی از مخاطراتی که سرمايه ها و دستاوردهای تاريخيمان را تهديد می کند، وظيفه ای بس سنگين بر دوش همگان می نهد.

در ادامه اين بيانيه تصریح شده برای پاسداشت ارزشهای اسلامی، انسانی و اعتلای کشور، به پيروی از مراجع عظام تقليد و همه خيرخواهان ملک و آيين، اعلام می دارد، استمرار تضييقات اخير ياران ديرين امام راحل (ره) و مديران سابق و معتمدان جمهوری اسلامی، حضرت حجت الاسلام والمسلمين حاج شيخ مهدی کروبی و جناب آقای مهندس ميرحسين موسوی و همسران گراميشان را به صلاح اسلام، امنيت و ثبات نظام نمی دانيم. بديهی است تشديد برخوردهای قهری و امنيتی با معترضان و منتقدان و دامن زدن به فضای التهاب و اتهام و توهين از طريق رسانه ها و فضاهای عمومی کشور، نتيجه ای جز افزايش تندروی ها و تحريک به ساختارشکنی هايی که خواست بد خواهان است، در پی نخواهد داشت.

اين بيانيه به امضای علما و فضلای زير رسيده است:

جعفر آريانی، حسين آشوری، علی آقانوری، محسن ابراهيمی، منصور ابراهيمی، رضا احدی، ولی الله احراری، سيد احمد رضا احمدپور، اصغر احمدی، رضا احمدی، مرتضی احمديان، مسعود اديب، سيدمحمدحسن حسينی ارسنجانی، حسن ارمی، احمد رضا اسدی، علی اصفهانی، ابوالحسن الله بداشتی، علی الله بداشتی، حبيب الله اميری، علی اميری، علی انتشاری، علی انديشه، اوجی، سيد محمد علی ايازی، بروجردی، حسنعلی بنکدار، مهدی پورحسينی، محمدکاظم تقوی، تهرانی، محمد حاضری، حبيب اللهی، ابراهيم حجازی، غلامرضا حجتی، حسن حسن­زاده خراسانی، مرتضی حسينی، سيداسماعيل حسينی المدنی، سيدباقر حسينی مهری، کاظم حيدری، خادمی، شمس الدين خسروی، احمد خلج، محمد خطيب، محمد دانش، محمود دردکشان، علی درويش، دلير، ابراهيم رحيمی، حسن رحيمی، محسن روزبهی، زارع، محمد علی سادات الحسينی، سعادت، رضی الله سعادتی، سعيدی، جعفر سعيديان­فر، حسين سليمانی، عبدالرحيم سليمانی، علی شاه زيدی، حجت شاه زيدی، حميدرضا شريعتمداری، رحيم شمس آبادی، رضا صادقی، اصغر صالحی، عليرضا صالحی، محمدعلی صالحی، نعمت­ الله صالحی، احمد صديقی، محمود صلواتی، رضا ضيائی، طاهری، سيدصالح طباطبائی­ ن‍ژاد، احمدعابدينی، محمدحسن عارفی ­پور، عبدالرسول عطائی، کاظم عظيما، علی غفاری، علی­اکبر غفاری، محمدتقی فاضل ميبدی، فلاح، قادرالحسينی، سيد­امير قاسمی، حسين قاسمی، محمد رضا قاسمی، حسن قربانی، حيدر قنبری، غلامحسين قيصری، حسن قيومی، حسين قيومی، عبدالله کاظمی، محمدصادق کاملان، محمدرضا کرباسی، محمدعلی کوشا، کاظم کيميايی، ولی الله کهن زاد، عبدالکريم کيوان نژاد، حسن گيوه­ چی، ابوذر مالکی، محمدتقی متقی، سيداحمد مجيدی، رمضانعلی محمدی، سيف­الدين محمدی، سيدضياء مرتضوی، ابوالقاسم مستشاری، حسن مصباح، مرتضی معينی، سيدحسين مقدس نژاد، ناصر مکاريان، مهدی منتظرالقائم، احمد منتظری، سعيد منتظری، مرتضی منتظری، محمدحسن موحدی ساوجی، سيدحسين موسوی تبريزی، سيد جعفر موسوی، سيد علی موسوی، سيد محمدرضا موسوی، سيدابوالفضل موسويان، سيدجواد مهری، ميرزا محمد مهرابی، سيدعلی ميرموسوی، غلامحسين نادی، محمد ناصری، سيداصغر ناظم­زاده، مجتبی نامدار، نصراللهی، محمدرضا نوراللهيان، سيدصالح نوريان، محمود واحد، حسين هاشمی، سيدحميد هاشمی، سيدهادی هاشمی، علی ياری، سيدحسين يوسفی.

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۸, چهارشنبه

فراخوان برای تعطیلی کلاس های درس دانشگاه علم و صنعت، در دومین سالگرد شهادت کیانوش آسا

جمعی از دانشجویان دانشگاه علم و صنعت با انتشار بیانیه ای به تعطیلی کلاس های درس این دانشگاه در دومین سالگرد شهادت کیانوش آسا، فراخوان دادند.
خبرنگاران سبز/جامعه:
 به گزارش دانشجونيوز در بيانيه «دانشجويان سبز دانشگاه علم و صنعت» ضمن بزرگداشت ياد کيانوش آسا آمده است: "در روز سوم خرداد ماه، در کلاس های درس حاضر نمی شويم و با حضور در دانشگاه و گذر از «پارک آسا» و ذکر فاتحه برای شادی روح کيانوش، ياد و خاطره کيانوش و همه شهدای جنبش سبز را زنده نگه خواهيم داشت."


متن اين بيانيه به شرح زير است:
--------
بار ديگر خرداد از راه می رسد؛ خرداد که ياد و خاطره همکلاسی سبزمان را با خود به همراه دارد. کيانوش آسا، دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد (ورودی مهر ۱۳۸۶) دانشکده مهندسی شيمی دانشگاه علم و صنعت، چشم و چراغ مادر بزرگوارش، قرار بود به زودی فارغ التحصيل شود. قرار بود در فقدان پدر، يار و ياور و مايه افتخار خانواده باشد. اما ۲۵ خرداد ۸۸ قرار بود سرنوشت ديگری را برای او رقم بزند. او که به همراه ديگر همدانشگاهی های خود برای اعتراض مسالمت آميز به نتيجه انتخابات رياست جمهوری دهم به راهپيمايی پرشکوه ۲۵ خرداد رفته بود، ديگر قرار نبود بازگردد؛ تا شاهد باشد و شهادت دهد و خونش، ياور مبارزان راه آزادی باشد و مايه افتخار نه تنها برای خانواده بلکه برای همه ميهن باشد. او که به ضرب دو گلوله نيروهای امنيتی به شهادت رسيد، يک هموطن بود، فرزند کرمانشاه، يک همکلاسی، يک دوست، يک انسان…


اينجا، دانشگاه علم و صنعت ايران است؛ همچنان آرام و صبور در سوگ از دست دادن کيانوش آسا؛ اما خشمگين از دستهايی که پيدا و پنهان در قتل کيانوش شريکند. آنها که روزی برای او مراسم سوگواری برگزار و آه و ناله می کنند و روز ديگر، نيروهای اجير شده خود را بسيج می کنند تا مراسم سوگواری دانشجويان مستقل را بر هم بزنند، به کيانوش توهين کنند و … آنها که هرکجا لازم باشد کيانوش را مظلوم معرفی می کنند و جای ديگر مجرم جلوه می دهند! ننگ بر اين دو رويی و تزوير که اگر چنين نبود، ده ها تن از دانشجويان، فقط به خاطر برگزاری مراسم يادبود دوست شهيدشان، با احکام سنگين انضباطی مواجه نمی شدند، از تحصيل محروم نمی شدند و به زندان نمی افتادند…


اما مسوولين دانشگاه تکصدايی و معاونين امنيتی و عاملان قداره کش آنها در داخل و خارج دانشگاه بدانند، زنده نگه داشتن ياد کيانوش آسا وظيفه ای است که دانشجويان علم و صنعت، به هيچ قيمت در آن کوتاهی نخواهند کرد. دو سال از اين جنايت هولناک می گذرد و تاکنون هيچ پاسخی از سوی «قوه قضاييه غيرمستقل و امنيتی» داده نشده است. مسوولين دانشگاه هم علی رغم ادعای روزهای نخست، بجای تلاش برای احقاق حق دانشجوی مظلومشان، تنها مشغول برخورد با دانشجويان عزادار علم و صنعتی بودند تا ظلم ها مضاعف شود و علی رغم ادعای اربابان قدرت، دفع حداکثری اتفاق بيفتد…


ما دانشجويان سبز دانشگاه علم و صنعت ايران، همچنان به پيمانی که برای ادامه راه کيانوش بستيم، پايبنديم و در اين راه، خود را آماده پرداخت هزينه های سنگين کرده ايم. ما دانشجويان سبز، اعلام می کنيم در روز سوم خرداد ماه، در کلاس های درس حاضر نمی شويم و با حضور در دانشگاه و گذر از «پارک آسا» و ذکر فاتحه برای شادی روح کيانوش، ياد و خاطره کيانوش و همه شهدای جنبش سبز را زنده نگه خواهيم داشت. ما همچنين از اساتيد محترم دانشگاه مان دعوت می کنيم تا برای حفظ کرامت و شرافت انسانی، به اين حرکت آرام اعتراضی بپيوندند و روز سه شنبه در کلاس های درس خود حاضر نشوند.


ما دانشجويان سبز دانشگاه، بار ديگر به مسوولين تماميت خواه علم و صنعت هشدار می دهيم ايجاد فضای رعب و خفقان و تکصدايی شايد در کوتاه مدت خاطر پريشانتان را آرام کند؛ اما در درازمدت آنچنان آتشی به خانمانتان خواهد انداخت که تنها حسرت برايتان به يادگار خواهد گذاشت؛ شما را از آن روز، گريزی نيست.

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۷, سه‌شنبه

بیانیه شماره ۹ راه سبز امید در حمایت از حرکت دانشجویی ۲۵ اردیبهشت: سرکوب دانشگاه محکوم است

شورای هماهنگی راه سبز امید، ضمن محکوم کردن سرکوب دانشگاهیان,طرحها و اقداماتی که موجب افول سطح علمی دانشگاهها و مراکز علمی کشور می شوند، از حرکتهای اعتراضی مسالمت امیز و خودانگیختة دانشجویان حمایت و از همه دانشگاهیان عزیز دعوت می کند در این حرکتهای مدنی مسالمت آمیز، شرکت نمایند.


خبرنگاران سبز/بیانیه ها و مواضع/شورای هماهنگی راه سبز امید :
شورای هماهنگی راه سبز امید در نهمین بیانیه خود که در حمایت از حرکتهای دانشجویی صادر کرده با اشاره به ناتوانی صاحبان قدرت در درک اهمیت جایگاه، معنا و تأثیر اندیشه تاکید کرد: به فرض که بتوان با توسل به زور دهان ها را از گفتن حقیقت، گوش ها را از شنیدن عقیده و چشم ها را از دیدن واقعیت بازداشت، خودکامگان را به دنیای بزرگ اندیشه ها راهی نیست، و دانشگاه، مهد اندیشه هاست.

شورای هماهنگی راه سبز امید، در این بیانیه ضمن محکوم کردن سرکوب دانشگاهیان، طرحها و اقداماتی که موجب افول سطح علمی دانشگاهها و مراکز علمی کشور می شوند، از حرکتهای اعتراضی مسالمت امیز و خودانگیختة دانشجویان حمایت کرد.
متن بیانیه  شورای هماهنگی راه سبز امید  به شرح  زیر است:


بسم الله الرحمن الرحیم
پس از شش سال اجرای مدیریت پادگانی بر دانشگاه ها و اعمال سیاست های نسنجیده و تکرار برنامه های شکست خورده، حاکمیت شرایط امنیتی روزافزون، مهندسی نیروی انسانی در سطح هیئت علمی، کارکنان و دانشجویان، اینک نتایج زیانبار این شیوه نادرست چنان بر همگان آشکار شده که دانشجویان، این پیشتازان حرکت های مصلحانه در همه جوامع و از جمله جامعه ما، تصمیم به ابراز مجدد اعتراض و مقاومت در برابر وخامت روزافزون وضعیت دانشگاه ها گرفته اند.


دانشجویان عزیز هر روز شاهد اخراج، بازنشستگی اجباری و محدودیت طرح مسائل و مشکلات موجود بوسیله استادانشان که بخشی از نخبگان فکری و سرمایه های علمی کشور هستند می باشند. احضار پیاپی دانشجویان، محرومیت موقت یا دائم از تحصیل، گرفتن تعهدهای شفاهی و کتبی مبنی بر عدم هرگونه فعالیت سیاسی، در کنار وضعیت اسفبار امکانات رفاهی، خوابگاه های غیراستاندارد، تغذیه نامطلوب، جلوگیری از هرگونه فعالیت اجتماعی که تحت نظر نهادهای وابسته به حکومت نباشند، تنزل کیفیت آموزشی ناشی از افزایش بی رویة سهمیه های خاص در مبدأ ورودی مقاطع مختلف تحصیلی، تنها نمونه هایی از چهرة تأسفبار دانشگاه های ما هستند.


جالب اینجاست که مدیریت پادگانی، تمامی مشکلات را ناشی از «اسلامی نبودن» دانشگاه ها می داند و راه حل را در تغییر مواد آموزشی، تک جنسیتی کردن دانشگاه ها و تزریق اساتید همفکر و همسو با دولتمردان در هیئت علمی دانشگاه ها می جوید. آیا از نهادی مانند دانشگاه که اصلی ترین مرکز دانش و پژوهش در کشور است انتظار نمی رود که اتخاذ اینگونه تصمیم ها پس از طی فرایندهای علمی و کارشناسی توسط صاحبنظران موجود در مراکز دانشگاهی صورت پذیرد؟ آیا تک جنسیتی کردن اقتدارگزایانه دانشگاه هابدون مشورت با دانشجویان و اساتید به مثابه اهانت به شعور دانشجویان و صغیر فرض کردن آنها در تنظیم روابط اجتماعی شان نیست؟ آیا با صرف تغییر نام فرار مغزها به مهاجرت نخبگان، مسئلة جدی از دست رفتن سرمایه های عظیم انسانی و اجتماعی که معادل میلیاردها تومان در سال است می توان سرپوش نهاد؟ آیا با تشکیل کرسی های آزاداندیشی فرمایشی، می توان خسارت های جبران ناپذیر ناشی از جلوگیری از شکل گیری فضای نقادانه باز و آزادی اندیشه را جبران نمود؟


مشکل بزرگ صاحبان قدرت این است که در درک اهمیت جایگاه، معنا و تأثیر اندیشه ناتوانند. به فرض که بتوان با توسل به زور دهان ها را از گفتن حقیقت، گوش ها را از شنیدن عقیده و چشم ها را از دیدن واقعیت بازداشت، خودکامگان را به دنیای بزرگ اندیشه ها راهی نیست، و دانشگاه، مهد اندیشه هاست.


شورای هماهنگی راه سبز امید، ضمن محکوم کردن سرکوب دانشگاهیان,طرحها و اقداماتی که موجب افول سطح علمی دانشگاهها و مراکز علمی کشور می شوند، از حرکتهای اعتراضی مسالمت امیز و خودانگیختة دانشجویان حمایت و از همه دانشگاهیان عزیز دعوت می کند در این حرکتهای مدنی مسالمت آمیز، شرکت نمایند