‏نمایش پست‌ها با برچسب زندان‌ها. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب زندان‌ها. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰ خرداد ۹, دوشنبه

مردم باید بدانند در زندان ها چه می گذرد

خانواده های مهدی محمودیان، حشمت الله طبرزدی، عیسی سحرخیز و مسعود باستانی در مصاحبه با "روز" نسبت به وضعیت این زندانیان سیاسی که برخی از آنان در زندان رجایی شهر در اعتصاب غذا به سر می برند ابراز نگرانی کردند.
خبرنگاران سبز/ حقوق بشر: 
 مهدی محموديان روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت به اتفاق چند زندانی سياسی ديگر از اول خرداد ماه اعتصاب غذای خود را آغاز کرده است. علت اعتصاب اين زندانيان، اعتراض به وضعيت نامناسب زندان ها، بد رفتاری ماموران زندان، فشار روزافزون بر خانواده های زندانيان سياسی و قطع ارتباطات زندان با جهان خارج اعلام شده است.

هوشنگ محموديان، پدر مهدی محموديان که روز پنج شنبه با فرزندش ملاقات کابينی داشته می گويد: روز پنج شنبه پسرم را ديدم اما او را نشناختم. اينقدر لاغر شده بود که بچه ام را نشناختم. منتظر بودم بيايد که او دستانش را تکان داد و تازه شناختم که اين بچه من است که به اين روز افتاده.

او می افزايد: بچه من روزه است؛ مدتهاست که روزه گرفته و به شدت لاغر شده، کليه و ريه اش مشکل دارد، بچه ام را سالم و سرحال به زندان بردند و اکنون به اين روز انداخته اند. يک جای سالم در بدنش نيست.

روز گذشته سيد محمد خاتمی در تماس با مادر آقای محموديان از او خواسته از اعتصاب کنندگان در زندان رجايی خواسته شود اعتصاب غذای خود را بشکنند.

پدر اقای محموديان می گويد: آقای خاتمی تماس گرفتند صحبت کردند. ميخواستند بچه ها روزه هايشان را بشکنند من هم واقعا التماس ميکنم به پسرم به ساير بچه ها که بشکنيد روزه هايتان را. اما خب مهدی می گويد ما مال خودمان نيستيم ما از حقوق مردم کوتاه نمی آييم و ملت بايد پشتيبان ما باشند. مردم بايد بدانند در زندان ها چه کثافت کاريهايی می شود و چه ها که نمی کنند. بچه من ۵ سال قبل تر کهريزک را فاش کرده بود الان هم از وضعيت زندان ها می گويد و کاش کسی کمی توجه بکند.

مهدی محموديان در نامه ای سرگشاده از رواج تجاوز جنسی به زندانيان در زندان رجايی شهر خبر داده و خطاب به آيت الله خامنه ای نوشته بود: در حکومت شما زندانها به شهر مردگان می ماند که بايد به هر طريقی فقط از آن خارج شد.

پدر اين روزنامه نگار زندانی می گويد: خيلی اذيت می کنند؛ من نميدانم پيش چه کسی بروم و بگويم بچه من هيچ گناهی نکرده، آخر مگر بچه من چه کرده که با او چنين می کنيد؟ با مهدی که روز پنج شنبه حرف ميزدم می گفت من برای مردم روزه می گيرم اگر هم از اين دنيا رفتم ناراحت نشو. گفتم و التماس کردم که روزه ات را بشکن اما هنوز هم روزه است  و ما نگران و مستاصل که چه بايد بکنيم.می گويد اينجا به حرف های ما توجهی نمی کنند. مامورها اذيت مان می کنند به داد ما نمی رسند، تلفن هم نمی دهند. تلفنی که نمی گذارند حرف بزند ما هم فقط می نشينيم که آخر هفته شود، يک هفته من بروم يک هفته مادرش و از او خبری بگيريم.

پدر آقای محموديان از وضعيت وخيم جسمانی مادر اين روزنامه نگار زندانی نيز خبر می دهد و می گويد: ديروز صبح حالش خوب بود با آقای خاتمی صحبت کرد اما بعد يکباره فشارش به ۷ رسيد و ضربان قلبش به ۲۰۰. او را به بيمارستان منتقل کرديم و اکنون در سی سی يو بستری است.

او سپس می گويد: من تنها خواهان ازادی پسرم هستم بيايد بيرون و سرپرستی بچه اش را داشته باشد بچه اش مدام گريه ميکند هر بار او را ملاقات می برم برميگردد، يک هفته مريض می شود. اين بچه چه گناهی دارد؟ پسر من جز حرف حق چه گفته که سزايش اين باشد؟

مهدی محموديان از ۲۵ شهريور ۸۸ در بازداشت به سر می برد و به ۵ سال حبس تعزيری محکوم شده است.



بی خبری از عيسی سحرخيز

عيسی سحرخيز، روزنامه نگار و عضو انجمن دفاع از آزادی مطبوعات ديگر زندانی سياسی زندان رجايی شهر است که به گفته خانواده اش در اعتصاب غذا به سر می برد.

فرزندش می گويد که از پنج شنبه هفته گذشته او و خانواده اش هيچ خبری از وضعيت آقای سحرخيز ندارند و به شدت نگران سلامتی او هستند.

مهدی سحرخيز توضيح مي دهد: فقط ميدانيم اعتصاب غذاست. پنج شنبه هفته قبل که مادرم با پدرم ملاقات داشته پدرم گفته  ۶ روز است اعتصاب غذا را شروع کرده اند. خيلی لاغر شده بود و وضعيت مناسبی نداشت. از طرفی يکی از زندانيان شرور زندان رجايی شهر به او حمله کرده و چنان به گوش پدرم زده که پرده گوش اش پاره شده. رئيس زندان هم گفته بود از پزشکی قانونی و متخصصين خواسته ايم بيايند واو را معاينه کنند اما تا روزی که ما از پدرم خبر داشتيم اين قضيه صورت نگرفته بود.

فرزند آقای سحرخيز مسئوليت هرگونه اتفاقی برای وی را به عهده مسئولين جمهوری اسلامی ميداند.

عيسی سحرخيز، به ۳ سال حبس تعزيری، پنج سال محروميت از فعاليت‌های سياسی و مطبوعاتی و يک سال ممنوع الخروجی محکوم شده است.



طبرزدی در اعتصاب غذا نيست.

حسين طبرزدی، فرزند حشمت الله طبرزدی هم می گويد عيسی سحرخيز در زندان رجايی شهر وضعيت وخيمی دارد.

او توضيح ميدهد: در سالن ملاقات کابينی از پشت شيشه آقای سحرخيز را ديديم که به شدت لاغر و رنگش زرد شده بود و وضعيت خوبی نداشت.

از آقای طبرزدی درباره پدرش می پرسم. حشمت الله طبرزدی، فعال سياسی و دبير کل جبهه دموکراتيک ايران که سايت های سبز نام او را نيز جزو اعتصاب غذا کنندگان ذکر کرده اند اما حسين طبرزدی می گويد: شروع اين اعتصاب به صورت دسته جمعی و هماهنگ بوده ولی در ملاقاتی که هفته اخير با پدرم داشتيم متوجه شديم او در اعتصاب غذا نيست. پدرم می گفت از طرف من بگوييد  اعتصاب غذا به خود زندانی ضربه ميزند و نقض حقوق بشر است لذا بنده در اعتصاب غذا نيستم. ما اما در سالن ملاقات از پشت شيشه آقای سحرخيز و آقای محموديان را که به اعتصابشان ادامه ميدهند ديديم خيلی کاهش وزن داشتند و رنگ و رويشان به شدت زرد شده بود.

او می افزايد: پدرم پيش از اين بارها اعتصاب های طولانی مدت داشته ولی در حال حاضر در اعتصاب نيست. از نظر روحی هم مثل ساير زندانيان سياسی محکم و استوار است و بسيار روحيه خوبی دارد اما خب شرايط نگهداری در رجايی شهر و وضعيت بد بهداشتی اين زندان خيلی ازارشان ميدهد. پدرم و ساير زندانيان سياسی که در رجايی شهر هستند پيش از اين دوران سخت انفرادی را گذرانده اند اما رجايی شهر وضعيت بسيار بدی دارد؛ در بند خيلی کوچکی هستند که در هر اتاق ۵ متری دو نفر هستند يعنی سلول های انفرادی بوده که تبديل به سلول های دو نفره کرده اند و تنها تفاوتش اين است که در اين اتاق ها هميشه باز است. هواخوری بسيار محدود است، تلفن هايشان قطع است و ملاقات حضوري هم که نيست.

آقای طبرزدی با اين حال وضعيت جسمانی پدرش را مساعد توصيف مي کند و می گويد: پدرم شرايط جسمانی خوبی دارد.

او همچنين به انتقال پدرش به بازپرسی زندان اوين اشاره می کند و می گويد: ۲۰ روز پيش پدرم را به اوين منتقل کرده و درباره نامه او و شکايت اش از آقای خامنه ای سئوال کرده و گفته اند پيرو اين شکايت حکم سنگينی برايت خواهيم بريد.

حشمت الله طبرزدی به ۸ سال حبس تعزيری محکوم شده و اکنون يک سال و ۵ ماه است که در زند ان به سر می برد.



مسعود باستانی  اجازه مرخصی ندارد.

مسعود باستانی، روزنامه نگار و ديگر زندانی سياسی است که در زندان رجايی شهر به سر می برد. مادر او درباره وضعيت فرزندش می گويد: علی‌رغم ضعف جسمانی، روحيه مسعود بسيار خوب است و حتی در ملاقات‌ها به من و همسرش هم روحيه می‌دهد.

معصومه ملول می افزايد: فرزندم احتياج به جراحی لثه دارد، در زندان دچار مشکل گوارشی و تنبلی روده شده اما هيچ کس به حرف ما گوش نمی‌دهد و هرچه به دادستانی مراجعه می‌کنيم پاسخی نمی‌گيريم.

چطور با گذشت اين مدت و سپری شدن دو سال به فرزند من مرخصی نمی‌دهند، هيچ کس هم از دادستانی و مراجع قضايی سراغی از او نمی گيرد.

مسعود باستانی تاکنون يک روز نيز به مرخصی نيامده و مادرش می گويد: به پسر من مرخصی نمی‌دهند و دليلش را هم نمی‌گويند. نه تنها حق استفاده از مرخصی به مسعود نمی‌دهند که تلفن‌ها را قطع و او را غيرقانونی به زندان رجايی‌شهر تبعيد کرده اند. الان ۶ ماه است که ملاقات حضوری نداشته‌ايم و ملاقات کابينی هم به مدت بيست دقيقه است. در رجايی‌شهر کابين‌های ملاقات علاوه بر شيشه، در دو طرف ميله هم دارد که عملا نمی‌توانيم او را ببينيم. آيا پسر من حق ندارد از مرخصی استفاده کند و همسر و خانواده‌اش را ببيند؟

خانم ملول سپس می افزايد: فشارها بر زندانيان رجايی‌شهر خيلی زياد شده و حتی هواخوری آنها هم تنها دو ساعت در روز است که اين امر در زندان‌های بند عمومی غير قانونی است و زندانی بايد بتواند از صبح تا بعدازظهر از هواخوری استفاده کند.

مسعود باستانی به ۶ سال حبس تعزيری محکوم شده است.
 

۱۳۹۰ خرداد ۷, شنبه

اگر دستگیر شدیم چه کنیم؟

مطلب زیر توسط چند نفر از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات نوشته شده است. خواندن این مطلب ممکن است به شما کمک کند تا بتوانید تصور درستی از ساعت‌ها و روزهای پس از بازداشت داشته باشید. با شرایط زندان و انفرادی آشنا شوید و در صورت دستگیری به دلایل سیاسی، روش مناسبی را در بازجویی‌ها به کار بگیرید تا بتوانید با حکم تبرئه از دادگاه‌های مخوف انقلاب خارج شوید.

خبرنگاران سبز/صدای وبلاگ‌ها:
 در مطلب قبلی توصیه‌هایی داشتیم به فعالان سیاسی که با اجرای این توصیه‌ها احتمال دستگیری خود را به حداقل برسانند. مطلب زیر به بعد از دستگیری و بایدها و نبایدهای آن می‌پردازد.

انواع دستگيری
در دوحالت مختلف ممکن است شما بازداشت شويد. يا در تجمعات، هنگام شعار نويسی، هنگام توزيع روزنامه و شبنامه و يا هر حرکتی که به تفسير بازداشت کننده «جرم مشهود» تلقی شود. حالت دوم اين است که ماموران با «حکم دستگيری» به منزل يا محل کار شما مراجعه کنند.

الف:دستگيری با جرم مشهود
در اين حالت خبری از حکم دستگيری نيست. شما در خيابان يا حتی بر بام منزل خود در حال الله اکبر گفتن بازداشت و به بازداشتگاه منتقل می‌شويد و بلافاصله تحقيقات در مورد شما آغاز می‌شود.
کسانی که با اين روش بازداشت می‌شوند يک خوشبختی بزرگ دارند. اين افراد خوشبخت هستند زيرا دستگير کنندگان و بازجويان در مراحل ابتدايی تقريبا هيچ اطلاعاتی درباره فرد دستگير شده ندارند. نه نام وی را می‌دانند و نه از فعاليت‌های وی (به غير از همان جرم مشهود که دليل دستگيری بوده) آگاهی دارند. بنابراين اگر دوستان و خانواده فرد دستگير شده زمان کافی در اختيار داشته باشند و از دستگيری وی هم مطلع باشند، فرصت کافی خواهند داشت تا ساير آثار جرم را از بين ببرند.

فرد دستگير شده بايد سعی کند تا در ساعات اوليه خود را به گيجی يا به خواب بزند و حتی تمارض کند. نام و نشانی خود را چند ساعت با همين حيله از بازجو مخفی کند و به خانواده و دوستانش فرصت کافی بدهد تا هم از دستگيری وی مطلع شوند و هم بتوانند ساير آثار جرم را محو کنند.

پيشنهاد می‌شود قبل از شرکت در تجمعات با يکی از دوستان يا اعضای خانواده قراری بگذاريد (مثلا تلفن در ساعتی مشخص) تا اگر دستگير شديد، آنان بتوانند سريع‌تر مطلع شده و اقدامات لازم را انجام دهند. اين اقدامات شامل انتقال تمامی سی‌دی‌ها، فلش مموری‌ها، کاغذها و بيانيه‌ها و کتاب‌های مشکوک به مکانی غير از منزل فرد دستگير شده است. خانواده بايد سعی کنند در کمترين زمان ممکن هارد ديسک کامپيوتر شما را مجددا پارتيشن بندی و سپس فورمت کنند و سيستم عامل جديدی روی آن نصب کنند تا ظاهرا وضعيتی عادی داشته باشد.

بد نيست برای اين منظور هميشه يک هارد ديسک امن حاضر و آماده داشته باشيد که با سيستم شما سازگار بوده و هيچ اثری از فعاليت‌های شما در آن نباشد.شما بايد از قبل به خانواده آموزش دهيد که در صورت دستگيری شما، چگونه در کمترين زمان، هارد ديسک اصلی را با هارد ديسک امن جابجا کرده و هارد ديسک اصلی شما را به جای مطمئنی منتقل کنند. شما می‌توانيد از يک هارد ديسک کم ظرفيت دست دوم و قديمی با قيمتی بسيار مناسب (شايد کمتر از ۱۰ هزار تومان) برای اين منظور استفاده کنيد.

اما در کنار اين خوشبختی! دستگير شدگان جرم مشهود يک بدبختی بزرگ نيز دارند. بدبختی بزرگ دستگير شدگان جرم مشهود اين است که معمولا توسط بسيج، سپاه، دادستانی يا پليس امنيت دستگير شده‌اند و نه توسط وزارت اطلاعات. در نهايت نيز پس از چند ساعت (يا حداکثر يکی دو روز) به «اطلاعات سپاه» تحويل داده می‌شوند. در اين ارگان‌ها بر خلاف وزارت اطلاعات، شکنجه جسمی و بدنی رواج زيادی دارد و فرد دستگير شده بايد از همان آغاز منتظر وارد شدن ضربات مشت و لگد به هر نقطه از بدنش و در هر زمانی باشد. اگرچه خيلی کم اتفاق می‌افتد که اين شکنجه بدنی در روزهای اول بازداشت از چند مشت و چک و لگد فراتر برود. ولی در تضعيف روحيه فرد دستگير شده تاثير منفی زيادی دارد.

ممکن است فرد دستگير شده ابتدا به پايگاه بسيج، سپاه و يا نيروی انتظامی محلی برده شود، ولی به زودی به بازداشتگاه اطلاعات سپاه منتقل خواهد شد. در تهران اين بازداشتگاه به نام دو الف در زندان اوين قرار دارد. سعی کنيد محل اين بازداشتگاه را در شهر خود شناسايی کنيد. برای انتقال دستگير شدگان جرم مشهود از اتوبوس يا خودروهای نظامی متعلق به سپاه استفاده می‌شود.

ب:دستگيری با حکم دستگيری
نوع ديگر دستگيری اين است که فرد در محل کار يا منزل خود و با «حکم دستگيری» بازداشت می‌شود. معمولا کسانی که با اين روش دستگير می‌شوند زير نظر وزارت اطلاعات بوده و در ابتدا به هيچ وجه مورد شکنجه جسمی قرار نمی‌گيرند، مگر آنکه از خود مقاومت نشان بدهند. (استثنا هميشه وجود دارد)

حکم دستگيری معمولا توسط يکی از بازپرسان شعب خاص دادگاه انقلاب صادر شده است. اين حکم ممکن است عمومی و برای دستگيری عده زيادی از متهمان بی نام و نشان و يا موردی و برای دستگيری متهم خاصی صادر شده باشد. شما در هنگام دستگيری حق داريد حکم بازداشت را برای چند ثانيه ببينيد. ولی به شما اجازه کپی کردن حکم داده نمی شود. اگر در هنگام دستگيری فرد ديگری (مثلا خانواده يا همکاران شما) در محل حضور دارند از وی بخواهيد تا شماره حکم را در جای امنی يادداشت کند. از روی اين شماره می توانيد شعبه صادر کننده و حتی قاضی خود را شناسايی کنيد. شعبی از دادگاه انقلاب که در تهران به جرايم سياسی رسيدگی می‌کنند اين‌ها هستند.

شعبه ۱۵ قاضی صلواتی
شعبه ۲۸ قاضی مقيسه (معروف به ناصريان)
شعبه ۲۶ قاضی پيرعباسی

اگر شما ساکن ساير شهرها هستيد پيشنهاد می‌شود قاضی سياسی دادگاه انقلاب محل سکونت خود را شناسايی کنيد. اطلاعات زيادی از اين افراد در اينترنت موجود است و با داشتن اين اطلاعات شما می‌توانيد بخشی از نحوه رفتار آنان با خودتان در طول دوره بازداشت و محاکمه را نيز پيش‌بينی کنيد.

در دستگيری با حکم بازداشت، شما فرصتی برای مخفی کاری نداريد. معمولا مامورينی که برای بازداشت می‌روند، حکم بازرسی محل هم دارند. بنابراين شما فرصت خواهيد داشت لباس مناسب زير برای مدت بازداشت بپوشيد و از دستشويی (که برای ساعات آتی به آن دسترسی نخواهيد داشت) با اجازه مامورين استفاده کنيد. حداقل دو لباس زير را روی هم بپوشيد.

از هرگونه درگيری با ماموران بپرهيزيد. چيزی برای مخفی کردن باقی نمانده است. اگر رفتار شما توام با احترام باشد، ماموران نيز با احترام منزل يا محل کار شما را جستجو خواهند کرد. در پايان کليه اوراق و وسايل کشف و ضبط شده صورتجلسه می‌شود. شما ناچار هستيد اين صورتجلسه را امضا کنيد(امضا نکردن آن فايده‌ای ندارد) بنابراين وسايل و اوراق ضبط شده را با آنچه در صورتجلسه هست تطبيق دهيد تا چيزی از قلم نيافتد.

اگر وسيله‌ای داريد که می‌خواهيد آن را انکار کنيد، (مثلا يک فلش مموری که اطلاعات خطرناک و گرفتار کننده‌ای روی آن هست) همين الان وقت انکار است. در کنار امضای خود صريحا بنويسيد که اين وسيله متعلق به شما نيست و توسط ماموران به وسايل شما اضافه شده است. دقت کنيد که انجام چنين کاری موجب حساسيت آن وسيله و موضع گيری ماموران و بازجويان و قاضی نسبت به پرونده شما خواهد شد. بنابراين فقط وقتی چيزی را انکار کنيد، که مطمئن باشيد آن چيز دردسر بسيار بزرگی برای شما فراهم خواهد کرد.

بازداشت شدگان وزارت اطلاعات، معمولا مستقيما به بازداشتگاه وزارت اطلاعات منتقل می‌شوند. اين بازداشت‌گاه در تهران با نام بند ۲۰۹ و بند ۲۴۰ در اوين واقع است. سعی کنيد بازداشتگاه وزارت اطلاعات در شهر خود را شناسايی کنيد. برای انتقال دستگير شدگان وزارت اطلاعات از خودروی سواری معمولی استفاده می‌شود. درب اين خودروها از داخل باز نمی‌شود.

روز اول بازداشت
اگر به بازداشتگاه منتقل شويد، معمولا بلافاصله يا با فاصله چند ساعت، بازجويی اوليه آغاز می‌شود. اندکی قبل يا بعد از آن از شما عکسبرداری می‌شود، لباس و وسايل شخصی شما مثل موبايل و ساعت ضبط می‌شود و به شما لباس زندان داده می‌شود. شما حق داريد لباس زير و يک دست لباس گرمکن پوشيده باشيد و لباس زندان را روی آن بپوشيد. در فصل سرد حتما پيش‌بينی لباس گرمکن را بکنيد.
ممکن است به فرد بازداشت شده حوله، خميردندان و مسواک داده شود. فرد بازداشت شده مورد معاينه پزشک زندان قرار خواهد گرفت. اگر نياز به گرفتن دارو يا وسيله پزشکی خاصی داريد همين الان بايد موضوع را مطرح کنيد. چرا که بعدها دسترسی به پزشک بسيار سخت خواهد شد.

تفهيم اتهام
بر اساس ماده ۱۲۷ قانون آئين دادرسی کيفری، فرد بازداشت شده بايد ظرف مدت حداکثر ۲۴ ساعت «تفهيم اتهام» شود. تفهيم اتهام به اين معنی است که قاضی، بازپرس يا بازجو رسما به متهم اعلام کند(معمولا به شکل کتبی) که به چه جرمی متهم شده است. البته واضح است که در موارد بسيار زيادی اين کار در اين مدت کوتاه انجام نمی‌شود. با توجه به اينکه انعکاس تفهيم اتهام در پرونده از اختيارات تعقيب کننده(قاضی يا بازپرس) است و با توجه به اينکه در سيستم قضايی ايران مرحله تحقيق محرمانه است، اثبات اينکه تفهيم اتهام صورت نگرفته يا دير انجام شده عملا ممکن نيست. بنابراين اعتراض به انجام نشدن آن هم بی‌فايده به نظر می‌رسد.

تفهيم اتهام معمولا شامل سه سوال است. سوال اول به معرفی متهم می پردازد. سوال دوم اين است که «به شما اتهام .... (مثلا اجتماع و تبانی به قصد ضربه زدن به امنيت ملی کشور) تفهيم می‌شود. آيا قبول داريد؟» معمول ترين جمله‌ای که فرد بازداشت شده بسته به نوع اتهام بايد به کار ببرد اين است که «اتهام انتسابی را قويا رد می‌کنم و آن را قبول ندارم. به اين دليل که..... (مثلا در حال رفتن از منزل به محل کارم بودم که ديدم در خيابان .... عده‌ای تجمع کرده‌اند و من بدون اهميت به آنان در حال دور شدن از محل بودم که توسط .... دستگير شدم)» آخرين سوال نيز مربوط به آخرين دفاع است که بازداشت شده می‌تواند به دفاع بيشتری از خود بپردازد.

در بازداشتگاه اوين دادسرای انقلاب وجود دارد و معمولا بازداشت شدگان در همان دادسرا تفهيم اتهام می‌شوند(استثنا همواره وجود دارد) ولی در اغلب شهرها بازداشت‌شدگان برای تفهيم اتهام از بازداشتگاه به دادسرای انقلاب آن شهر منتقل می‌شوند. از لحظه تفهيم اتهام، بازداشت شده يک «متهم» محسوب می‌شود.

قرار تامين
بلافاصله پس از تفهيم اتهام، قرار تامين فرد صادر می‌شود. قرار تامين ابزاری است که به واسطه آن متهم نتواند فرار کند. قرار می‌تواند شامل التزام با قول، وجه التزام، کفالت، وثيقه و يا بازداشت موقت باشد. از آنجا که برای سابقه قضايی هيچ بازپرسی خوب نيست که همه قرارهای صادره قرار بازداشت باشد، بازپرس معمولا در اين مرحله اقدام به يک حيله می‌کند. به اين شکل که برای متهم قرار وثيقه يا کفالت (مثلا به مبلغ ۱۰ ميليون تومان) صادر می‌کند. و در زير آن از قول متهم می‌نويسد:«فعلا ندارم و تا تامين آن در بازداشت می‌مانم» سپس از متهم می‌خواهد که بدون خواندن، اين متن را امضا کند.

بنابراين متهم بايد درخواست ديدن و خواندن قرار خود را بکند. ممکن است در صورت اصرار متهم بر خواندن قرار، بازپرس قرار را به قرار بازداشت تغيير بدهد که البته در بازداشت بودن متهم تغييری رخ نخواهد داد(چرا که متهم در هر حال در بازداشت خواهد ماند) ولی احتمال کوچکی وجود دارد که بازپرس (به دليل بالارفتن آمار قرار بازداشت خود) مجبور شود متهم را با وثيقه آزاد کند. حتی اگر اين اتفاق هم نيافتد و بازپرس از روش‌های غير قانونی (مثل اجازه ندادن به متهم برای تماس با وثيقه گذار) جلوی آزادی متهمی را که با قرار وثيقه در بازداشت است بگيرد، اصرار متهم به ديدن قرار حداقل اين فايده را خواهد داشت که با مقايسه مبلغ مورد درخواست برای وثيقه يا کفالت خود با ساير متهمين، به ديدگاه بازپرس نسبت به جرم خود واقف می‌شود.

انفرادی
انفرادی سخت است. با فکر کردن به چيزهايی که در اختيار نداريد(مانند خانواده) تحمل آن را سخت تر نکنيد. حتما در انفرادی برای خود برنامه ورزش روزانه داشته باشيد. خواندن قرآن و مفاتيح به طور روزانه بخشی از وقت شما را پر خواهد کرد. با شکستن قاشق پلاستيکی غذا به قطعات کوچک می‌توانيد بازی‌های ساده‌ای مانند معمای چوب کبريت برای خود ترتيب دهيد. با قطعات ظروف غذا برای خود مهره شطرنج بسازيد. بخشی از وقتتان را به نظافت سلول اختصاص دهيد. سعی کنيد آنقدر خود را سرگرم کنيد که با بيرون سلول قطع رابطه کنيد. يکی از شکنجه‌های دوره انفرادی، چشم بند است. سعی کنيد چشم بند خود را هر روز بشوئيد.

زمان زيادی را به فکر کردن اختصاص ندهيد. فکر شما در موقع بازجويی بايد خوب کار بکند. پس آن را در خلوت انفرادی خسته نکنيد. از هر موقعيتی برای خوابيدن استفاده کنيد تا بتوانيد در برابر بی‌خوابی‌های طولانی بازجويی‌ها مقاومت کنيد. در هفته يکی دوبار حق حمام و يکی دوبار هواخوری محدود خواهيد داشت. روزهای خود را به خاطر بسپاريد و اين حقوق را از زندانبان مطالبه کنيد. با زندانبان رفتار خصمانه برقرار نکنيد.

در مدتی که در انفرادی هستيد معمولا هفته‌ای يک بار، رئيس بند، ريئس زندان و يا نماينده‌ای از ارگان بازداشت کننده به سلول شما سرکشی خواهد کرد. بابت محروميت از حمام، هواخوری، داشتن قرآن يا تماس تلفنی می توانيد به او گزارش دهيد. او می‌تواند شما را به بهداری اعزام کند، ترتيب يک تماس تلفنی فوری را بدهد، سلول شما را عوض کند و يا ترتيب نوشتن نامه شکايت از بازجو به قاضی شما را بدهد(اين آخری معمولا بی‌فايده است) در اين چارچوب هر درخواستی داريد با او مطرح کنيد. او همچنين می‌تواند به شکايت شما از زندانبان‌ها رسيدگی کند.

بازجويی
بلافاصله پس از بازداشت و حتی قبل از تفهيم اتهام، بازجويی آغاز می‌شود. بسته به نوع اتهام، بين يک تا چهار نفر از متهم بازجويی خواهند کرد. بازجويی‌های طولانی معمولا در ساختمانی به غير از بازداشتگاه(مثلا مدرسه يا حسينيه زندان اوين) انجام می‌شود. تا زمانی که بازجويی‌های شما تمام نشده، احتمال خيلی کمی وجود دارد که شما آزاد شويد يا حتی قاضی و بازپرس خود را ببينيد. بازجو ادعا خواهد کرد که در اين مدت اختيار زندگی و مرگ شما را در اختيار دارد. متاسفانه در اين زمينه حق با بازجو است. اگر بازجو احساس کند که شما در طول بازجويی با او همکاری می‌کنيد، ممکن است به شما اجازه تماس تلفنی با خانواده (تحت شنود و کنترل او و فقط در حد احوالپرسی) بدهد. البته شما اين اجازه را در حالت عادی داريد. ولی بازجو می‌تواند اين اجازه را به راحتی از شما بگيرد.

چه قصد درگيری و مقاومت در برابر بازجو را داشته باشيد و چه مايل باشيد با او همکاری کنيد، بهترين کار اين است که با محيط خارج از زندان از لحاظ عاطفی قطع رابطه کنيد. خانواده و دوستان را کلا فراموش کنيد تا بتوانيد در بازجويی‌ها موفق باشيد. حتی سعی کنيد به تلفن زدن به خانه هم دل نبنديد.

از ديد يک متهم سياسی، بازجويی‌ای موفقيت آميز است که در آن بازجو به اين جمعبندی برسد که متهم بيگناه است و يا حداقل از بخش عمده‌ای از اتهامات مبراست. شما برای گذراندن يک بازجويی موفقيت آميز، بايد دو چيز داشته باشيد. اول اطلاعات کاملی از اينکه بازجو چه چيزی درباره فعاليت‌های شما می‌داند و دوم استراتژی درست دفاعی در برابر اين اطلاعات.


ترفندهای بازجويی در انفرادی 
يک تابلوی نقاشی را مجسم کنيد که با يک پرده پارچه‌ای پوشيده شده است. آن تابلوی نقاشی اعمال و رفتارهای سياسی و فعاليت‌های شما است. اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات سعی می‌کنند تا آن تابلوی نقاشی را از ورای پرده پارچه‌ای ببينند. بديهی است که موفق نيستند. دليل اينکه شما دستگير شده‌ايد اين است که در اين پرده پارچه‌ای چند سوراخ به وجود آمده است. بنابراين بازجوی شما از خلال اين سوراخ‌ها، بخش‌هايی از اين تابلوی نقاشی را می‌بيند. اگر شما بدانيد که بازجو کدام بخش‌ها از تابلوی نقاشی شما را می‌بيند، يعنی بدانيد که بازجو دقيقا از کدام فعاليت‌های شما خبر دارد، می‌توانيد به ميل خود بقيه تابلوی نقاشی را برای او ترسيم کنيد به گونه‌ای که جرمی مرتکب نشده باشيد. اين يعنی يک استراتژی درست دفاعی.

يک مثال ديگر يک جدول کلمات متقاطع است. در اين جدول جرايم شما نوشته شده است. ولی بازجو فقط جای صحيح بعضی از حروف جدول را می‌داند. اگر شما بدانيد بازجو جای کدام حروف را می‌داند، می‌توانيد بقيه خانه‌های جدول را به گونه‌ای با حروف پر کنيد که کلمات ساخته شده جرم شما را اثبات نکنند. اين کار نياز به هوش فراوان شما و پخمه بودن بازجويان شما دارد. در مورد دوم مطمئن باشيد. بازجوی شما پخمه است. اما آيا شما به قدر کافی باهوش هستيد؟

اگر از آن دسته بازداشت شدگانی هستيد که در يک جرم مشهود دستگير شده‌ايد، به طور خلاصه می‌دانيد که بازجو چه چيزهايی درباره شما می‌داند و چه چيزهايی را نمی‌داند. بنابراين کار شما بسيار ساده است. شما بايد هر جرمی که مرتکب شده‌ايد و بازجو نمی‌داند را مخفی کنيد و جرم‌هايی که مرتک شده‌ايد و بازجو به طور قطع از آن اطلاع دارد را به گونه‌ای جلوه دهيد که جرم محسوب نشود.

اما اگر از جمله افرادی هستيد که برايتان حکم بازداشت صادر شده است، شما با اين مشکل مواجه هستيد که نمی‌دانيد بازجو چه اطلاعاتی درباره شما دارد. روش زير به شما کمک خواهد کرد که بتوانيد بفهميد بازجو راجع به شما چه اطلاعاتی دارد. اولا بدانيد به طور قطع گزارشی برای شما نوشته شده و اين گزارش دليل بازداشت شما است. يعنی يکی از کسانی که تا امروز فکر می‌کرديد به او اعتماد داريد گزارشی درمورد شما رد کرده است. دوستانی را که کاملا به آنان اعتماد داريد کنار بگذاريد. افراد باقيمانده که در جريان برخی از تخلفات شما بوده‌اند را در ذهن خود فهرست کنيد. هريک از اين افراد، فقط در جريان برخی از فعاليت‌های شما بوده‌اند. اگر کمی باهوش باشيد و فعاليت‌های مختلف و پراکنده نداشته باشيد، از روی سوالات بازجوها می‌توانيد حدس بزنيد که چه کسی اين اطلاعات را در اختيار دستگيرکنندگان قرار داده است.

انتظار نداشته باشيد که بازجو در اولين سوالات، جاسوس خودش را لو بدهد. شايد لازم باشد يکی دو جلسه اول با او کمی همراهی کنيد تا به شما اعتماد کند و زودتر وارد سوالاتی شود که از روی آن‌ها بتوانيد حدس بزنيد چه کسی شما را فروخته است. وقتی فهميديد که آن فرد (يا افراد) کيست، سعی کنيد به خاطر بياوريد که او چه اطلاعاتی از شما داشته و از کدام فعاليت‌های شما خبر داشته است. به راحتی می‌توانيد مطمئن باشيد که همه اين اطلاعات در پرونده شما موجود است. ولی در عين حال می‌توانيد با تقريب خوبی مطمئن باشيد که اطلاعات ديگری به جز آنچه که دوست آدم‌فروشتان می‌دانسته در پرونده موجود نيست. به عبارت ديگر اطلاعات بازجو محدود به همان چيزی است که آن فرد آدم‌فروش می‌دانسته است.

از آنجا که آن فرد آدم‌فروش معمولا از دوستان خيلی نزديک و صميمی شما نيست(استثنا هميشه وجود دارد) پس به احتمال زياد اطلاعات بازجو درباره شما خيلی کم است. از اينجا به بعد وظيفه شما اين است که با بازجو همکاری کامل داشته باشيد و جدول کلمات متقاطع خود را برايش پر کنيد. ولی به ميل خودتان.

برخی به اشتباه گمان می‌کنند که استراتژی درست دفاعی يعنی انکار همه چيز. در صورتی که اين روش غلط است. بازجو را نسبت به شما بی‌اعتماد می‌کند و باعث می‌شود در نهايت شما محکوم شويد. چرا که در قوانين جزايی ايران، «علم قاضی» به اينکه شما جرمی را مرتکب شده‌ايد برای محکوم شدن کفايت می‌کند. شما برای تبرئه شدن مجبور هستيد که اعتماد بازجو را به دست آوريد و او را متقاعد کنيد که جرمی مرتکب نشده‌ايد. بازجو بخش‌هايی از تابلوی نقاشی را ديده است. انکار اين بخش‌ها فقط کار را سخت‌تر می‌کند. وقتی فهميديد که بازجو کدام بخش‌ها را ديده است، با تاکيد بر اين بخش‌ها، برايش تابلوی نقاشی جديدی بکشيد. تابلويی که او را قانع کند و شما را هم مبرا از هر جرمی نشان دهد.

تک نويسی
در جلسات آخر بازجويی، برگه‌های سفيدی در اختيار متهم قرار می‌دهند که به برگه «تک نويسی» معروف است. بر بالای هر برگه نام يکی از دوستان يا افراد مرتبط با متهم نوشته شده است. متهم موظف است در باره آن شخص هرچه می‌داند در آن برگه بنويسد. اين موقعيت خوبی برای شماست که برگه‌های خود را با مطالب عمومی کاملا پر کنيد و همکاری! کامل خود را با بازجو نشان دهيد. برگه را خالی نگذاريد. هر اطلاعات عمومی‌ای که به درد کسی نمی‌خورد و در همه سازمان‌های دولتی از جمله وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه موجود است را در اين برگه‌ها بنويسيد. اطلاعاتی از قبيل «کدام مدرسه می‌رفته، چند ساله است، چند خواهر و برادر دارد» و مانند اين‌ها اطلاعاتی است که همه ارگان‌ها دارند و ندادن اين اطلاعات بی‌فايده است.

۱۳۹۰ خرداد ۵, پنجشنبه

زندان‌ها جای سوزن انداختن ندارند

رئیس سازمان زندان‌های قوه قضائیه ایران، کسانی که مدعی نامناسب بودن وضعیت زندان‌ها هستند را «ضدانقلاب» می‌خواند. اما طی چند روز گذشته تعداد زیادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی به وضع نامناسب زندان‌ها اعتراض کرده‌اند. به این ترتیب یا باید رئیس سازمان زندان‌ها را دروغگو دانست و یا نمایندگان اصولگرای مجلس را «ضدانقلاب» توصیف کرد.
خبرنگاران سبز/حقوق بشر:
امین حسین رحیمی سخنگوی کمسیون حقوقی و قضایی مجلس اظهارات نیره اخوان‌بیطرف (عضو همین کمسیون) را در این خصوص که در زندان‌ها جای سوزن انداختن نیست تائید کرد. به گفته وی نابسامانی زندان‌ها امری است انکار نشدنی و باید آن را جدی گرفت. او با ابراز تعجب از ادعای سازمان‌ها و ارگان‌هایی مانند نیروی انتظامی در خصوص کاهش جرایم، عنوان کرد که این کاهش «یقینا مربوط به جرائم راهنمایی و رانندگی است» وی افزود که منکر افزایش مجرم‌ها نیست. به گفته وی تعداد زندانیان به حدی افزایش پیدا کرده که موجب مشکلات بسیاری برای سازمان زندان‌های قوه قضائیه شده است. او به مشکلاتی که برای خانواده صدها زندانی سیاسی بی‌گناه دو سال گذشته ایجاد شده است اشاره‌ای نکرد. (+)

 چندی پیش نیز یکی دیگر از نمایندگان مجلس عضو کمسیون قضایی خبر داده بود که تعداد زندانیان آنقدر زیاد است که روی پله‌ها هم می‌خوابند و به هر دو نفر یک پتو می‌رسد. (+) پیش از این رئیس سازمان زندان‌ها، اخبار مبنی بر نامناسب بودن وضعیت زندان‌ها را «ادعای ضد انقلاب‌ها» خوانده بود (+)

آمار و ارقام اما سخن نمایندگان مجلس را صحیح می‌داند. بر اساس آمارهای رسمی منتشر شده توسط حکومت، در حالی که متوسط تعداد زندانی به هر یکصدهزار نفر در دنیا  ۱۴۸ نفر است، این آمار در ایران دوبرابر متوسط جهانی بوده و از هر یکصدهزار نفر ایرانی،  ۲۷۱ نفر در زندان‌ها تحت بازداشت قرار دارند. (+) آمارها همچنین نشان می‌دهد که در طول یک و نیم سال پس از انتخابات مخدوش ریاست جمهوری دهم، بیش از پنجاه و پنج هزار زندانی جدید به زندان‌های کشور اضافه شده است و جمع کل زندانیان کشور بیش از دویست‌هزار نفر است. در حالی که ظرفیت اسمی زندان‌های ایران تنها  ۸۵ هزار نفر می‌باشد. (+)